تبلیغات
**شهدای زنده(جانبازان)**
**شهدای زنده(جانبازان)**
ماایستاده ایم *we Resist*
درباره ما

بسم رب الشهدا و الصدیقین
این وبلاگ در راستای ارزشها،عقاید و اعتقادات بنده به دین،نظام و ولایت که پیشکشی است به تمام ایثارگران به ویژه جانبازان عزیز کشورمان ایران.
دلی همرنگ طوفان داری ای دوست
نگاهی همچو باران داری ای دوست
سحر وقت نمازت روی تختت
قراری با شهیدان داری ای دوست
امام خمینی (ره):تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ماایستاده ایم
یادمان باشد که ما خون داده ایم.
یا علی
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
ارسال شده در شنبه 10 اسفند 1392 ساعت 12:20 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

سلام چراغ شبهای شهر

سلام.سلام چراغ شبهای شهر.سلام هشتمین طلوع دوباره ی خورشیدبرزمین.بازآمده ام تادری بازکنی.بازآمده ام تانوری به قلبم وگشایشی برکارم بریزی.آمده ام همنواشوم باسکوت آرامبخش این مکان آمده ام تاطلایی های آرام گرفته برجان دیوارهای این سرا رانوازشی دوباره کنم. راهم ده .راهم ده به آبروی شوقی که درسینه دارم.راهم ده.راهم ده به اعتبار اشکهای گونه سوزم.مولای من ,امام رئوف این سرزمین...نه;امام رئوف این زمین .ای تو که روشنترین خطه ازقلب زمینمان هستی.اذن دخول مرابپذیر.

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا(ع)دوباره درمیان ثانیه هایم میپیچی.هوایت ازهمان اولین زیارت هنوز درسرای سرم پرسه میزند دستهای نیازم رابه نشان اشتیاق درآسمان حریم آسمانیت بالا میبرم واشکها بازگونه هایم راتازه می کند.تورا دوباره میبینم.تورا که سالهاست تمام حجم قلبم را طلایی کرده ای.تو رادوباره درون چشم هایم میبینم.تویی که زیباترین منظره رانصیب چشمهای مه آلودم میکنی.آسمان شب راگلگون کرده ای به نورحضورت.شبهای اینجا روشنترازهمه جاست.شب راباهمه ی عظمتش.باهمه ی هیبتش .باحم همه ی تاریکی هایی که بردوش می کشداینجاراهی نیست.مسیرنورهای اینجا راکه میگیرم.می رودتاآسمان صبح;تاباز طلایی های آستانت بابرقش زرد طلوعی دوباره گره بخورد.لابه لای زلالی فواره ها.لابه لای روشنی آیینه ها.میان دلنوازی صدای بال کبوتران.درجستجوی توام.اماگویی تو همه جای اینجاهستی.هرجاکه بنشینم حس میکنم نزدیکی.خیلی نزدیک.آنقدرکه گویی اگردست درازکنم میرسدبه رافت دستهای پرسخاوتت.میخواهم تورااز ثانیه های اینجا جداکنم وباخوببرم.ببرم به ثانیه های شهر خودمان.تو اما بزرگی.خیلی بزرگ.

آنقدرکه ثانیه هایم درتوغرق میشود مانده ام.نمیدانم توراچگونه ببرم.تورا...تورا..تورا به اندازه ی فکرم.تورابه حجم قلبم که به آن بزرگی آموخته ام.برمیدارم.آری من توراباخودمیبرم.میبرم تورابه شهرخودمان. طلاییی هایت رامیزنم به غروبهای غم انگیزش.من تو راباخودمیبرم.

                السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا(ع)


ارسال شده در پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:40 ق.ظ نویسنده : شرمندگان

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیهامین

.

.

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی ..... چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی ..... خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن ..... خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی ...... برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی ..... برای عده ای چه خوب شد نیامدی ...... تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام ..... دوباره صبح ؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

.

.

چه انتظار عجیبی

تو بین منتظران هم

عزیز من چه غریبی

عجیب تر که چه آسان ندیدنت شده عادت

چه بیخیال نشستیم

نه کوشش نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم: خدا کند که بیایی....


میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، امام عصر و الزمان مبارک
ارسال شده در یکشنبه 18 خرداد 1393 ساعت 04:11 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

وعده رئیس بنیاد شهید برای حل مشکل درمان جانبازان شیمیایی سردشت

حجت الاسلام شهیدی وعده داده است مشکلات مردم سردشت به عنوان شهر شیمیایی ایران را هر چه سریعتر مرتفع کند.

به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران/ حجت الاسلام و المسلمین سید علی محمد شهیدی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در حاشیه مراسم بهره برداری از بخش‌های بازسازی شده بیمارستان ساسان که وزیر بهداشت نیز حضور یافته بود در جمع خبرنگاران اظهار داشت: بیمارستان ساسان از اول انقلاب و دوران دفاع مقدس به عنوان خانه دوم ایثارگران به آنان خدمات درمانی ارائه کرده است. براین اساس امروز هم از بخش‌های بازسازی شده این بیمارستان با حضور وزیر بهداشت به بهره برداری رسید.

وی در پاسخ به پرسشی در باره مشکلات درمانی در شهر سردشت که بزرگترین شهر شیمیایی دنیا به حساب می‌آید عنوان کرد: برای برطرف کردن مشکلات این شهر گام‌هایی برداشته شده است امسال نیز برنامه‌های متعددی برای کاهش مشکلات شهر سردشت داریم از آن جمله در صددیم تا این شهر را به عنوان نماد مظلوم در زمینه تروریسم به دنیا معرفی کنیم به همین دلیل که ما خودمان قربانی تروریسم هستیم.

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران خاطرنشان کرد: امیدواریم با حمایت‌های وزارت بهداشت بتوانیم مشکلات سلامت و درمان شهرستان سردشت را که یکی از مهمترین شهرهای شیمیایی دنیا به حساب می‌آید برطرف کنیم.

این گفته ها در حالی است که سر دشت بیش از اینکه نیاز به معرفی داشته باشد به درمان نیاز دارد.

بیش از 90 درصد مردم شهر سردشت شیمیایی هستند و عمق این فاجعه زمانی خود را نشان می دهد که فرزندان متولد شده از ایشان نیز با عوارض شیمیایی دست به گریبان هستند اما بسیاری از ایشان حتی در بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان جانباز شناخته نشده اند.

رئیس بنیاد شهید خوب است در اولین قدم ابتدا مردم سردشت را از حداقل امکانات جانبازی برخوردار نماید تا شاید اندکی از مشکلات درمانی ایشان مرتفع شود و بعد سردشت را به دنیا معرفی کنند.

ارسال شده در چهارشنبه 14 خرداد 1393 ساعت 02:16 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

اماما، ای سفر کرده دیار عشق، ای که با تیغ برّان حکومت خیبر شکن قلعه های نفاق زمانه شدی؛ ای که باغ هستی ات بهار آزادی را آسایش دگر بود؛ بر بال کدامین ملک نشستی که اینچنین بی تاب و شتابان به سرای جاوید سفر کردی؟ خلوت اُنست را در کجا گستردی که اینگونه مستجاب شد؟ و اینک در سالروز هجرانت، با یادت به دل های سوگوارمان تسلی ده.

سالروز خزان دستان مهر پرور، از تبار آیینه ها، روح خدا خمینی کبیر را بر امت عزادار تسلیت می گوییم.

از ولادت تا تحصیل و تدریس

صفات بارز امام (ره)

بصیرت و بینش امام (ره)

در روز بیستم جمادی الثانی ۱۳۲۰ هجری قمری مطابق با ۳۰ شهریور ۱۲۸۱ هجری شمسی (۲۴ سپتامبر ۱۹۰۲ میلادی) در شهرستان خمین از توابع استان مركزی ایران در خانواده ای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر سلام الله علیها، روح الله الموسوی الخمینی پای بر خاكدان طبیعت نهاد.

او وارث سجایای آبا و اجدادی بود كه نسل در نسل در كار هدایت مردم و كسب معارف الهی كوشیده اند. پدر بزرگوار امام خمینی مرحوم آیه الله سید مصطفی موسوی از معاصرین مرحوم آیه الله العظمی میرزای شیرازی (رض)، پس از آنكه سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجا مردم و هادی آنان در امور دینی بود. در حالیكه بیش از ۵ ماه از ولادت روح الله نمی گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت، ندای حق طلبی پدر را كه در برابر زورگوئیهایشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسیر خمین به اراك وی را به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حكم الهی قصاص به تهران (دارالحكومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.

بدین ترتیب امام خمینی از اوان كودكی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وی دوران كودكی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مومنه اش (بانو هاجر) كه خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیه الله خوانساری (صاحب زبده التصانیف) بوده است و همچنین نزد عمه مكرمه اش (صاحبه خانم) كه بانویی شجاع و حق جو بود، سپری كرد اما در سن ۱۵ سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نی محروم گردید.

حضرت امام از سنین كودكی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینیه، از آن جمله ادبیات عرب، منطق و فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه (نظیر آقا میرزا محمود افتخار العلما، مرحوم میرزا رضا نجفی خمینی، مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی، مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراكی و بیش ازهمه نزد برادر بزرگش آیه الله سیدمرتضی پسندیده) فرا گرفت و در سال ۱۲۹۸ هـ ش عازم حوزه علمیه اراك شد.

تحصیل و تدریس

اندكی پس از هجرت آیه الله العظمی حاج شیخ عبدالكریم حایری یزدی رحمه الله علیه (نوروز ۱۳۰۰ هجری شمسی، مطابق با رجب المرجب ۱۳۴۰ هجری قمری) امام خمینی نیز رهسپار حوزه علمیه قم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزه قم طی كرد. كه می توان از فرا گرفتن تتمه مباحث كتاب مطول (در علم معانی و بیان) نزد مرحوم آقا میرزا محمد علی ادیب تهرانی و تكمیل دروس سطح نزد مرحوم آیه الله سیدمحمد تقی خوانساری، و بیشتر نزد مرحوم آیه الله سید علی یثربی كاشانی و دروس خارج فق و اصول نزد زعیم حوزه قم آیه الله العظمی حاج شیخ عبدالكریم حایری یزدی رضوان الله علیهم نام برد.

روح حساس و جستجوگر امام خمینی باعث می شد تا ایشان تنها به ادبیات عرب و دروس فقه و اصول بسنده نكند و به دیگر رشته های علمی نیز علاقمندانه روی آورد. از اینرو همزمان با فراگیری فقه و اصول نزد فقها و مجتهدین وقت به فراگیری ریاضیات و هئیت و فلسفه نزد مرحوم حاج سیدابوالحسن رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس به اضافه علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا علی اكبر حكمی یزدی و عروض و قوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نزد مرحوم آقا شیخ محمد رضا مسجد شاهی اصفهانی و اخلاق و عرفان را نزد مرحوم آیه الله حاج میرزا جواد ملكی تبریزی و عالیترین سطوح عرفان نظری و عملی را به مدت شش سال نزد مرحوم آیه الله آقا میرزا محمد علی شاه آبادی ـ اعلی الله مقاماتهم ـ بپردازد.

پس از رحلت آیه الله العظمی حایری یزدی تلاش امام خمینی به همراه جمعی دیگر از مجتهدین حوزه علمیه قم به نتیجه رسید و آیه الله العظمی بروجردی (رض) به عنوان زعیم حوزه علمیه عازم قم گردید. در این زمان. امام خمینی به عنوان یكی از مدرسین و مجتهدین صاحب رای در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق شناخته می شد و زهد و وارستگی، تعبد و تقوای او زبانزد خاص و عام بود. همین خصلتهای متعالی كه از طریق سالها مجاهده با نفس و ریاضتهای شرعی و تجربه مبانی و مفاهیم عرفانی در متن زندگی شخصی و اجتماعی به دست آمده بودند و همچنین مشی سیاسی حضرت امام كه سخت معتقد به حفظ كیان حوزه ها و اقتدار روحانیت و زعامت دینی به عنوان تنها پناهگاه مردم در آن روزها ی خطیر و پرآشوب بود، این عوامل موجب می شدند تا آن حضرت علیرغم شایستگیها و اختلاف نظرها، همواره علم و فضل و تلاش خویش را در خدمت به تحكیم حوزه تازه تاسیس علمیه قم و به عنوان مدافعی دلسوز در كنار آیه الله العظمی حایری و آیه الله العظمی بروجردی باقی بماند.

پس از رحلت آیه الله بروجردی نیز امام خمینی علی رغم رویكرد گسترده طلاب و فضلا و جامعه اسلامی به ایشان به عنوان یكی از مراجع تقلید، از هر گونه اقدامی كه شائبه موقعیت طلبی و مقام خواهی داشته باشد به شدت پرهیز داشت و دوستان خویش را همواره به بی اعتنایی به اینگونه مسائل فرا می خواند. در زمانی كه آگاهان جامعه اسلامی گرد وجود او را به عنوان منادی اسلام راستین گرفتند و آرزوهای خویش را در تقوی و علم و آگاهیهای وی یافتند، كمترین تغییری در مشی و منش امام خمینی پدید نیامد و این تكیه كلام همیشگی او بود كه می فرمود:

«من خود را خادم و سرباز اسلام و ملت می دانم».

حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، مدرسه حاج ملاصادق، مسجد سلماسی و .... همت گماشت و در حوزه علمیه نجف نیز قریب ۱۴ سال در مسجد شیخ اعظم انصاری (ره) معارف اهل بیت و فقه را در عالیترین سطوح تدریس نمود و در نجف بود كه برای نخستین بار مبانی نظری حكومت اسلامی را در سلسله درسهای ولایت فقیه بازگو نمود.

به گفته شاگردان ایشان درس امام خمینی از معتبرترین كانونهای درسی حوزه محسوب می شد و در برخی از دوره هاـ سالهای تدریس در حوزه علمیه قم ـ شاگردان حاضر در محضر استاد به ۱۲۰۰ نفر هم رسیده بود كه در میان آنان دهها تن از مجتهدین مسلم و شناخته شده حاضر بودند و ازمكتب فقه و اصول امام خمینی بهره می بردند. از بركات سالها تدریس امام خمینی تربیت صدها و بلكه به اعتبار مدت طولانی تدریس هزاران عالم و فرزانه ای بوده است كه هر یك از آنها اینك روشنی بخش حوزه های دینیه اند و مجتهدان و فقیهان و عرفای برجسته و مطرح امروز در حوزه علمیه قم و دیگر مراكز دینی در زمزه شاگردان مكتب آن حضرت می باشند و متفكرانی همچون علامه شهید استاد مطهری و شهید مظلوم دكتر بهشتی افتخارشان این بود كه سالها از محضر آن عارف كامل فیض برده اند. و امروزه چهره های درخشان روحانیتی كه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را در مصادر امور كشور راهبری می كنند از تربیت یافتگان مكتب فقهی و سیاسی امام خمینی بشمار می روند.


گل رفت و شمیم خوشش اینجاست هنوز

بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز

رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا

لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز

رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

ارسال شده در جمعه 9 خرداد 1393 ساعت 04:58 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

بیانات امام خمینی و امام خامنه ای درمورد روز پاسدار

امام خمینی (ره):

روز مبارک سوم شعبان المعظم را که روز طلیعه پاسدار و پاسداری از مکتب مترقی اسلام است،... به حق باید این روز معظم را روز پاسدار بنامیم.
ای کاش من هم یک پاسدار بودم.
شما آینه مجسم مظلومیت‏ها و رشادت‏های این ملت بزرگ در صحنه نبرد و تاریخ مصوّر انقلابید.
پاسدارها بودند که مملکت ما را در چنین زمانی که هیچ‏کس نمی‏توانست حفظ کند، حفظ کردند.
شما پاسدارانِ به حق اسلامید. شما مثل جوان‏های صدر اسلام هستید. شما اسلام را نجات دادید. باید از این به بعد هم پاسداری کنید که این انقلاب به ثمر واقعی‏اش برسد.

مقام معظم رهبری:

سپاه، مجموعه‏ای از بهترین عناصر انقلابی و مؤمن است.
اگر سپاه نباشد یا ضعیف باشد، امکان ندارد بتوانیم در مقابل تهدیدی که وجودش را مسلّم می‏دانیم، دفاع کنیم.
سپاه، مظهر کوشش و دفاع انقلابی توده‏های مردم در شکل منظم آن است.

روز جانباز

روز جانباز یادآور ایثار و از خودگذشتگی بزرگ جانباز عرصه تاریخ حضرت ابوالفضل است. میلاد با سعادت آن غیور مرد دشتِ کربلا را گرامی می داریم و به یاد فداکاری و جوانمردیش این روز را پاس می داریم. جانباز میدان کربلا، که در راه پاسداری از دین اسلام، امام و برادر بزرگوارش، دو دست مبارک خویش را نثار کرد، برای مسلمانان نماد ایثار، از خودگذشتگی و فداکاری است.

معنویّت جانباز

جانباز کسی است که به قصد جهاد و قرب الی ا... از دنیا رسته است و برای نجات جامعه خود از چنگال اهریمن بی ایمانی، جهاد می کند و جان شیرین را در طبق اخلاص قرار می دهد. در این میان، خدای یکتا گوشه ای از جسم خاکی اش را به عرش اعلا می برد. جانباز مجاهدی است که از مرزهای مادیّت می گذرد تا به همه چیز برسد. او در حقیقت از خود گذشته، و به خدا رسیده است.

دفاع از ارزشها

جانباز تجسم عینی ایثار، مردانگی و از خودگذشتگی است. آن گاه که امام و مقتدای او فرمان جهاد می دهد از تمامی دلبستگی های زندگی دست می کشد و با سلاح ایمان و معنویت به ستیز با دشمنان اسلام و دفاع از اهداف و ارزشهای متعالی اسلام می پردازد.

جانبازان، پاسداران ارزش های اسلامی

جانبازان، همچون مولای خود قمر بنی هاشم(ع) در راه ترویج فرهنگ ناب اسلامی و احیای ارزش ها و استوار و پابرجایند و در هر شرایطی در صحنه حاضرند و از تندباد حوادث نمی هراسند و متزلزل نمی شوند و این جز در پرتو ایمان والا و روح مهذّب و پاکشان میسّر نیست و آنها پاسداران جان بر کف آرمانهای اسلامی هستند و جامعه را از فرو غلطیدن به بدی ها حفظ می کنند.

قدر و منزلت جانباز

چه کسی می تواند عظمت و جایگاه بلند جانباز را دریابد و کدام بیان توانایی وصف ایثار او را دارد؟

چه کسی می تواند غم فراق یار را در دل و شیفتگی اش را نسبت به مقصود درک کند؟ خدایا نظاره گر باش و ببین که چگونه جانبازان خالصانه خود را در تو، فانی می سازند و در راه تو همه چیز را فراموش کرده اند. خدایا در این جهان به آنان شکیبایی ده و در آن جهان آنان را به بهترین پاداش ها شاد کن و با سالار جانبازان محشور ساز.

جانبازان و شهیدان

جانبازان، سالکانی هستند که در طی طریق، از کاروان شهادت جا مانده اند و خدای سبحان چنین مقرر داشته است که مرغ روحشان چند صباحی دیگر در قفس تن و در حصار خاک باقی بماند. وجود این سفیران نور و روشنایی در میان ما، که وجودشان بوی بهشت و رحمت و رنگ عشق و شهادت دارد، غنیمتی بزرگ و از رحمت های الهی است. هر شهید جانبازی است که تمام وجود خویش و تمامت هستی اش را تقدیم داشته است. از سوی دیگر، هر جانباز، شهید زنده ای است که در میان ماست و در حسرت وصال، بسر می برد و در اشتیاق پرواز به ملکوت و اتصال به حق می سوزد.

نماز سرخ عشق

در زیارت امام حسین(ع) می خوانیم: گواهی می دهم که حضرتت نماز را به پا داشتی و زکات گذاردی و امر به معروف و نهی از منکر فرمودی. جانبازان کسانی هستند که نماز سرخ عشق را به وضوی خون اقامه کرده اند و زکات جسم خویش را به معشوق تقدیم داشته اند و به بهترین شکل، امر به معروف و نهی از منکر کرده اند و از بدی ها بازداشته اند. آنان در حقیقت با ا ین کار به مولای خود سالار شهیدان(ع) و شهیدانی چون قمر بنی هاشم(ع) اقتدا کرده اند.


سوم شعبان روز ولادت امام حسین (ع)روزپاسدار/چهارم شعبان روز ولادت ابوالفضل العباس (ع)روز جانباز/پنجم شعبان ولادت امام زین العابدین(ع)برغیورمردان ایران پاسداران وجانبازان که مردانه برای کشورمان جنگیدند راتبریک عرض مینماییم. 

مخصوصا به پدرم ودوستان بزرگوارشان تبریک عرض میکنم.

ارسال شده در یکشنبه 4 خرداد 1393 ساعت 10:27 ب.ظ نویسنده : شرمندگان


یک جانباز خطاب به مسئولان گفت: باتوجه به اقدامات صورت گرفته در طول این سالها هر آنچه از لحاظ اقتصادی داشتم برای درمان هزینه کردم وهم اکنون فاقد هر گونه پشتوانه مالی شدم از آن مقام انتظار دارم تا نسبت به موارد ذیل این حقیر را در درمان عارضه شیمیایی وموج انفجارناشی از جنگ یاری نمائید.

به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران/ یکی از جانبازان جنگ تحمیلی طی نامه ای به مسئولان درخواست پیگیری از وضعیت خود را دارد. وی در این نامه نوشته است: احتراما به استحضار می رساند که اینجانب علی قلی پور فرزند نصرت الله متولد 1344 تنکابن به شماره شناسنامه 296 اعزامی ازبسیج تنکابن لشکر25 کربلا گردان امام حسن (ع) گروهان3. رزمند ه دفاع مقدس جمعا به مدت 10ماه و 28 روزدر جبهه بعنوان داوطلب حضور داشتم که در تاریخ های ذیل به جبهه اعزام شدم .


الف )) تاریخ های حضور داوطلبانه در جبهه
1 – از تاریخ (25/12/1362 تا تاریخ 03/05/1362) به مدت چهارماه و نه روز.(بعنوان رزمنده داوطلب )
2 – از تاریخ ( 05/08/1362 تا تاریخ 05/11/1362) به مدت سه ماه.(بعنوان رزمنده داوطلب)
3 – از تاریخ (09/07/1365 تا تاریخ 28/11/1365) به مدت سه ماه و نوزده روز.(بعنوان رزمنده داوطلب)
4 - تاریخ حضور در جبهه برای انجام خدمت مقدس سربازی
1 - از تاریخ ( 10/02/1363 تا تاریخ 10/02/1365) به مدت 24 ماه (بعنوان خدمت مقدس سربازی در لشکر 25 کربلا)


ب )) تاریخ مجروحیت 
1 – ( 04/11/1365 ) در عملیات کربلای 5 منطقه شلمچه دچار موج گرفتگی وآسیب دیده گی ازناحیه چشم وسر و همزمان درهمان شب شیمیائی شدم. 
ج )) تاریخ های اعزام و بستری در بیمارستانها 
1 – بیمارستان شهید چمران اهواز ( از تاریخ 05/11/1365 لغایت 05/11/1365 )
2- بیمارستان دکتر شریعتی مشهد مقدس (از تاریخ 06/11/1365 لغایت 14/11/1365)

ه )) اقدامات انجام شده برای افزایش درصد جانبازی ناشی از موج و شیمیایی 
1 – میزان در صد جانبازی015/0 و تاریخ تعیین درصد( 09/05/1388)
2 – با توجه به مراجعات مکرر به مراکز مربوطه هم برای درمان قسمت های آسیب دیده بد ن (چشم ٬ گوش ٬ ریه٬ پوست ) وعوارض موج انفجار وشیمیایی ٬ میزان در صد تعلق گرفته نسبت به ضایعات وارده خیلی کم بوده واینجانب را در فرآیند درمان وزندگی دچار مشکل نموده است.
علیهذا باتوجه به اقدامات صورت گرفته در طول این سالها هر آنچه از لحاظ اقتصادی داشتم برای درمان هزینه کردم وهم اکنون فاقد هر گونه پشتوانه مالی شدم از آن مقام انتظار دارم تا نسبت به موارد ذیل این حقیر را در درمان عارضه شیمیایی وموج انفجارناشی از جنگ یاری نمائید.
1- باتوجه به تعیین درصد 015/0جانبازی اینجانب وتشدیدیافتن عارضه های شیمیایی وعوارض موج انفجار ٬پرونده اینجانب در کمیسیون ویژه شیمیایی بنیاد وامور ایثار گران مطرح تا نسبت به ضایعات اینجانب تعیین در صد شود.

لینکعکس جانباز....کلیک کنید

ارسال شده در یکشنبه 4 خرداد 1393 ساعت 10:16 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

57 بار جراحی نتوانست نفس های بهشتی جانباز را درمان کند

بنیاد شهید برایمان فلاکس چای هدیه داد

 مجتبی مروتی همان رزمنده 24 ساله بسیجی است که تا امروز بیش از 58 بار جراحی شده اماصورتش به شکل اول بر نگشته است.


وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران - زهره حاجیان: تصورش هم سخت است یک لحظه چشمانتان راببندید و خودتان را رزمنده جوانی تصور کنید که بدون سلاح و آموزش روبروی دشمن تا دندان مسلح ایستاده و با ایمان و عشق والبته با تعصب زیاد مقاومتمی کند و اجازه نمی دهد دشمن یک قدم جلوتر بیاید و خاکشرا اشغال کند .
تصورش هم سخت است اما لطفا خودتان را جای رزمنده ای بگذارید که ناغافل گلوله ای می آید و درست می خورد به صورتتان و تمام اجزای صورتتان را متلاشی می کند .
مجتبی مروتی همان رزمنده 24 ساله بسیجی است که تا امروز بیش از 58 بار جراحی شده اماصورتش به شکل اول بر نگشته است.


برداشت اول: فرمان امامم بود نمی توانستم بی تفاوت باشم 
فقط 54 روز از شروع جنگ و حمله عراق به ایران گدشته بود که اتفاق آمد و روبروی مجتبی ایستاد تا به اویاد آوری کند دشمن کاملا مسلح و مجهز است.


می گفتند با خمسه خمسه مجروح شده ای و مجتبی تازه اسم این نوع سلاح را می شنید اما آنچه دلش را قرص می کرد این بود که فرمان امام ونجات کشورو دفاع از مردم برایش مهمتر ازهرمسئله ای بود و با خودش تکرار می کردمجروحیت که مهم نیست کاش شهید می شدم ....


برداشت دوم: بیمارستان ها قبول نمی کردند 
مرد ایستاد وبهت زده به توپ وخمپاره هایی که برسرشان می ریخت نگاه کرد پیش چشمانش سربازانی بودند که جانانه مقاومت می کردند وعاشقانه به شهادت می رسیدند پشت سرش نیروهای دشمن بودند که بی مهابا پیش می تاختند و بلند بلندمی خندیدند.مجتبی بغض کردنمی دانست چه کند ؟ تا رسیدن نیروهاباید مقاومت می کردند به طرف هم سنگرش علی رفت و او را روی دوش گرفت گرمی خون را روی گردنش حس کرد و بی اعتنا به صدای نامفهوم علی که از اومی خواست او را زمین بگذارد به راهش ادامه داد چند قدم به چادر صحرایی نمانده بود که صدای زوزه گلوله ای او را میخکوب کرد حتی نفهمید که چه زمانی وچگونه به زمین افتاد حتی روزها بعد که سر وصورتش باندپیچی شده بود نمی دانست کجاست و جه اتفاقی برایش افتاده فقط بارها صداهایی را شنیده بود که می گفتند گلوله درست روی صورتش منفجر شده و بیشتر قسمت های صورت را از بین برده است.


بیمارستان آبادان ،بوشهر،طالقانی تهران هم نتوانستند کاری کنند و در نهایت مرد را به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران منتقل کردند تا با جراحی های متعدد بتوانند حداقل راه تنفس را برای مرد باز کنند و ....


برداشت سوم : نمی توانم به راحتی نفس بکشم
58 بار عمل جراحی روی صورتی که گوشت و پوست و استخوان نداشت و ترمیم بخش های تنفسی و دهان کار آسانی نیست هرباربخشی ازاستخوان ران و استخوان های دیگربدن برداشته می شد و به جای بینی و گونه و فک استفاده می شد اما مرد پس از گذراندن 58 بار جراحی هنوز هم نمی تواند براحتی نفس بکشد و غذا بخورد .


مجتبی مروتی جانباز 70 درصدساکن شهرک دریا با بیان اینکه نفس کشیدنش دچارمشکل شده است می گوید:«مشکل غذاخوردن رامی شود با ترفندهایی مانند میکس کردن یا خوردن غذاهایی مانند سوپ وآش حل کرد اما نمی توانم براحتی ازراه بینی نفس بکشم وبه دلیل تنفس ازدهان اکسیژن کم می آورم و بسیاراذیت می شوم .» 


برداشت چهارم :یاد روزهای حماسه بخیر 
روزهای سختی بود هر روز 8 سال دفاع مقدس حال و هوای خاصی داشت همه با هم مهربان بودند و با جان و دل برای اسلام و نجات مرزهای کشور تلاش می کردند .
مرد با مرور روزهای اول جنگ تحمیلی می گوید:«آن روزها ما درمهرآباد جنوبی زندگی می کردیم و برادرانم و جوان های فامیل در جبهه بودندبرادر بزرگترم مصطفی که جانباز شیمیایی است و این روزها حال و روزخوبی هم ندارد درجبهه بود مرتضی برادر کوچکم وپسر عمویم ابراهیم به شهادت رسیده بودند مرتضی 20 سال بیشتر نداشت درعملیات والفجر 8 در فاو شهید شد پیکر مرتضی جایی بود که کسی امید نداشت که بتوانیم پیکرش را برگردانیم اما به هر حال توانستیم پیکر او را به تهران منتقل کنیم مرتضی براثراصابت خمپاره به مین به شهادت رسیده بود او سرنداشت یکی از دست ها و پاهایش قطع شده بود.»
او با اشاره به اینکه مادرم"سیده ربابه مصطفوی" زنی بسیارمقاوم و بزرگی است می گوید:«مادر اصرارمی کرد که پیکر مرتضی را ببیند اما همه مخالفت می کردند و می ترسیدند که نتواند تحمل کند او هیچوقت برای شهادت برادرم گریه نکرد و زمانی که مرا با وضعیت خیلی بد صورتم روی تخت بیمارستان دید گریه نکردمن شب تاسوعا مجروح و روز عاشورا به تهران منتقل شدم ومادرم می گفت روزعاشورا برای مظلومیت امام حسین (ع) گریه کردم او هرگزمانعی برای حضورمن و برادرانم در جبهه نمی شد و این روزها هم همیشه دعایمان می کند.»

برداشت پنجم: زندگی با جانبازآسان نیست....
مجتبی مروتی 5 سال پس ازمجروحیت با حبیبه سادات موسوی ازدواج می کند و حاصل آن محمد که مهندسی صنایع خوانده ،بنت الهدی که دکترداروسازاست ومرضیه که مهندسی معماری دارد.
جانباز 70 درصد با بیان اینکه جنگ و مجروحیتش تاثیرات زیادی بر زندگی خانواده اش گذاشته می گوید :«جنگ تحمیلی برای من و همه جانبازان و یادگاران جنگ تبعاتی داشت اماهمسرم با داشتن اعتقادات دینی و معنوی همیشه کنارم بود هر چند او و فرزندانم به دلیل جراحی های مکررم بسیار اذیت شدند و حتی وقتی شنیدند که جراحان در انگلستان اعلام کردند که دیگر کاری برای من نمی توانند انجام دهند تنهایم نگذاشتند و همیشه مرا همراهی کردند.»
او با تاکید بر نقش همسران جانبازان در زندگی می گوید:« زندگی درکنار یک جانباز بسیار سخت است مخصوصا جانبازی با شرایط من و امروز من هرچه دارم را مدیون همسرم می دانم که همواره یار و یاورم بود.»


برداشت ششم : خدا کند کسی به پدرم نخندد

خانواده مروتی یکی از خانواده های خوب و شاد هستند آنها هر ازگاهی دور هم می نشینند و از خاطرات گذشته می گویند.


مجتبی با بیان خاطره ای از کودکی های مرضیه می گوید:«یک روزمرضیه آرام به مادرش گفته بود که من در کودکی هر روز مقداری از پول تو جیبی ام را درصندوق صدقه می انداختم تا کسی به صورت بابای من نخندد.
برداشت هفتم :کاش همیشه همسرم لبخند بزند
"حبیبه سادات موسوی "همسرجانبازمی گوید: «15ساله بودم که مجتبی به خواستگاریم آمد پدرم مخالف بود و فکرمی کرد که از روی احساس بچگی تصمیم گرفته ام اما وقتی دید در تصمیم مصمم هستم رضایت داد زندگی با یک جانباز در کنار سختی ها شیرینی های خود را دارد و آنچه من در این زندگی به دست آوردم بسیار ارزشمند است اما دیدن رنج و عذابی که می کشید همیشه آزارم می داد او بسیار درد کشیده البته الان هم درد می کشد و با دارو آرام می شود.»


موسوی ادامه می دهد:«خدا را شکر می کنم که لیاقت همسری یک جانباز را داشتم همیشه سعی کردم تا بچه هایی تربیت کنم که قدر ایران ،شهدا و امامشان را بدانند صبوری کردم که بدانند پدرشان و یادگاران جنگ اسطوره هایی هستند که باید قدرشان را بدانیم به آنها آموختم درهرمقام و هرجایی که هستند باید به مردم خدمت کنند وهمیشه درزندگیم یک آرزو داشتم و دارم که همیشه همسرم خوشحال باشد ولبخند بزند.»
برداشت هشتم: سر بزنید ؛ اما هدیه نیاورید


مجتبی و خانواده اش در شهرک دریا زندگی می کنند و شهرک را دوست دارند چرا که به زندگی در هوای خوب و فضای سبزش عادت کرده اند.


مروتی با بیان اینکه گاهی مسئولان شهرداری به ما سر می زنند وجویای احوالمان هستند می گوید: متاسفانه از بنیاد شهید کسی سراغ جانبازان و خانواده شهدارا نمی گیرد هرچند خانواده ها توقع زیادی ندارند و به سرکشی و و دلجویی قانع هستند .»


همسرجانبازمی گوید: «سال گذشته ازبنیاد شهید به دیدنمان آمدند ویک فلاسک چای آوردند که بسیار ناراحت شدیم به مسئولان بگویید به دیدن مان بیایید وهدیه هم نیاورید !!

linkکلیک کنید

ارسال شده در شنبه 3 خرداد 1393 ساعت 08:49 ب.ظ نویسنده : شرمندگان


چهارم خرداد روز مقاومت و پایداری دزفول ثبت گردیده است.

دلایل چهارم خرداد روزمقاومت و پایداری دزفول بشرح ذیل:

  • مقاومت و ایستادگی مردم در مقابل موشک باران سنگین در دوران دفاع مقدس
  • حضور گسترده و چشمگیر مردم دزفول در میادین نبرد و تامین نیروهای یک لشکر به طور کامل از یک شهرستان( که قبل و بعد از این بی سابقه بوده)
  • بیشترین نقش مردم دزفول در فرماندهی جنگ (بسیاری از فرماندهان جنگ از شهرستان دزفول بوده اند)
  • بازسازی شهر در حین جنگ و موشک باران(از یک طرف موشک می زدند به خانه ها و مغازه ها و مدارس و از طرف دیگر مردم در بازسازی شرکت می کردند و عمده ی کمک ها ی مال و انسانی از مردم شهر بود)
  • مهمان نوازی و رزمنده نوازی مردم در روز های دفاع مقدس
  • تعطیل نشدن حتی یک نماز جمعه در طول دفاع مقدس با وجود حملات و موشک ها و پذیرایی از رزمندگان در محل نماز جمعه
  • تقدیم بیشترین شهید غیر نظامی نسبت به جمعیت آن در سراسر ایران اسلامی
  • شهرستان دزفول به عنوان پایتخت مقاومت ایران در جنگ تحمیلی 2600 شهید والامقام را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.

 روز شهادت امام موسی کاظم(ع)/روز مقاومت وپایداری/روز دزفول

ارسال شده در چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 ساعت 11:24 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

آزادسازی خرمشهر 

در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی پس از ۵۷۸ روز اشغال بعنوان مهم‌ترین هدف عملیات بیت‌المقدس در دوره جنگ ایران و عراقتوسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی) انجام گرفت. این آزادسازی در پی مرحله چهارم عملیات بیت‌المقدس که از ۱ تا ۴ خرداد ۱۳۶۱ انجام شد، محقق گردید.

روح‌الله خمینی در ۳ خرداد ۱۳۶۱ به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است:

با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به اینجانب شده است، سپاس بی‌حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود.

در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند و همچنین ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند.[۶]ایران در جریان عملیات ۲۶ روزه بیت‌المقدس که به آزادی خرمشهر انجامید ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و ۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد.

آزادسازی خرمشهر از لحاظ نظامی نقطه عطفی در تاریخ جنگ ایران و عراقشناخته می‌شود. در ایران از این عملیات و روز به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن یاد می‌شود.شورای عالی انقلاب فرهنگی سوم خرداد را در تقویم رسمی ایران به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزینامگذاری کرده‌است.

نبرد در خرمشهر

موزه دفاع مقدس خرمشهر
موزه دفاع مقدس خرمشهر
موزه دفاع مقدس خرمشهر

در پی آغاز عملیات بیت‌المقدس در نیمه شب دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ چند هدف عمده استراتژیک و تاکتیتکی از جانب نیروهای ایرانی دنبال می‌شد این اهداف عبارت بودند از:

  • بیرون راندن نیروهای متجاوز به پشت مرزهای بین‌المللی
  • نشان دادن برتری قدرت سیاسی‌-نظامی و اجتماعی جمهوری اسلامی به عراق و حامیان او در منطقه
  • انهدام نیروهای متجاوز در منطقه بین غرب کارون تا خط مرزی
  • آزادسازی خرمشهر از اشغال متجاوزین

آزاد سازی خرمشهر در حقیقت از اهداف مرحله چهارم عملیات بیت‌المقدس بود. در ساعت ۲۲:۳۰ شامگاه شنبه، ۱ خردادماه ۱۳۶۱، مرحله چهارم این عملیات با اعلام رمز یامحمدبن‌عبدالله‌، از بی‌سیم فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا به واحدهای عمل‌کننده، با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز شد. در پایان این نبرد علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ ماه اشغال بخشی از حساس‌ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربه‌ای سنگین به توان رزمی و روحیه نیروهای عراقی وارد آمد.در جریان آزادسازی خرمشهر حدود ۱۶ هزار نیروی عراقی کشته و زخمی شدند و همچنین ۱۹ هزار نفر نیروی عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند.

پس از فتح خرمشهر

پس از آزادسازی خرمشهر رزمندگان ایرانی در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، درمسجد جامع خرمشهر نماز اقامه کردند. خبر این پیروزی به سرعت پخش شد و مردم در سرتاسر ایران به خیابان آمدند و به شادی و پخش شیرینی پرداختند.

فتح خرمشهر انعكاس جهانی داشت و از نظر سیاسی عراق با از دست دادن خرمشهر تكیه‌گاهش را برای مذاكره از دست داد. جنگ ایران و عراق به طور کلی به دو مقطع تقسیم می‌شود، مقطع اول مربوط به آغاز جنگ تا آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران نظامی و با هدف بیرون راندن عراق از خاک کشور بود و مقطع بعدی مربوط به پس از آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران دوگانه بود.

آن طور که صیاد شیرازی نقل می‌کند، استراتژی پس از آزادی خرمشهر استراتژی سیاسی شد و شامل انجام یک عملیات نظامی برای تحقق صلح و با استفاده از عملیات نظامی برای آنکه بتوان از طریق دیپلماسی جنگ را تمام کرد. به عبارت دیگر تصمیم بر آن بود تا عملیات نظامی به عنوان ابزاری در خدمت دیپلماسی قرار گیرد. این استراتژی سیاسی بود ولی هدف عملیات و جنگ نبود بلکه هدف حمایت از سیاست خارجی بود.

ارسال شده در یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 ساعت 09:34 ق.ظ نویسنده : شرمندگان

فعالیت خبرگزاری حیات متوقف شد!

فعالیت خبرگزاری حیات متوقف شد!

به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران خبرگزاری حیات به عنوان نخستین پایگاه اطلاع رسانی ایثار و شهادت که کار خود را رسما از سال 86 آغاز کرد در سال 89 به دستور رئیس بنیاد شهید وقت مسعود زریبافان تعطیل شد و 20 خبرنگار این رسانه ایثارگری اخراج و راهی وزارت کار شدند.

پس از این اقدام خبرگزاری به یک پیمانکار غیر رسانه ای داده شد و پس از مدتی بنیاد شهید کار را دوباره به دست گرفت تا اینکه پس از چند سری تغییر تیم رسانه ای حیات بالاخره طی قراردادی با فرزند شهید قرار شد حیات دوباره جان تازه بگیرد.

ولی متاسفانه از اسفندماه سال جاری تاکنون خبرگزاری حیات هنوز به روزرسانی نشده است! و مسئولان بنیاد شهید هم پاسخگوی آن نیستند. هرچند این رسانه هنوز مجوز خبرگزاری را دریافت نکرده ولی تاکنون هزینه سنگینی برای مطرح شدن این رسانه از جیب بنیاد شهید پرداخت شده و هر دوره دستخوش مدیریت سلیقه ای بوده است.

ارسال شده در جمعه 12 اردیبهشت 1393 ساعت 03:20 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

یک خبر
زندگی مادر معاون شهید چمران در یک پارکینگ

برخی سایت های خبری در استان بوشهر با انعکاس خبری مبنی بر زندگی مادر معاون شهید چمران در پارکینگ، بسیاری از خوانندگان را مبهوت کردند، این بهت هنگامی بیشتر شد که مشخص می شود این فرد مادر شهید اسماعیل کمان معاون شهید چمران در جنگ های نامنظم بوده است.

به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران شهید اسماعیل کمان را بوشهری ها خوب می شناسند کسی که دوشا دوش شهید علیرضا ماهینی(مالک اشتر جنگ های نا منظم) جنگید و مدتها در جنگ ها نامنظم معاون شهید دکتر چمران بود.

کمان بعد از شهادت علیرضا ماهینی فرماندهی چندین جنگ نامنظم در کرخه را برعهده داشت.

این شهید پیش از شروع جنگ از سوی استانداری ماموریت یافت به روستای محروم بنجو ( بخش ساحلی ) رفته و به مردمان این دیار خدمت کند در این راه و با مشکلات فراوان توانست مدرسه ای تاسیس کند که هم اینک به نام شهید نام گذاری شده است.

شهید کمان با شروع جنگ تحمیلی در قالب جنگ های نامنظم درعملیات‌های مختلفی همچون سد کوهه، نصر در هویزه، امام علی(ع)در تپه‌های الله اکبر، مالکیه و فتح دهلاویه شرکت داشت که در دوم فروردین 1361 درعملیات فتح المبین در منطقه شوش در سن 24 سالگی به فیض شهادت نائل آمد.

مادر شهید می گوید: با گذشت 30 سال از شهادت فرزندم مسئولان نسبت به ما کم لطف بوده اند و بنده گلایه بسیاری از مسئولین دارم و از ریاست بانک اقتصاد نوین آقای خدری تشکر فراوان را دارم که پارکینگ منازل سازمانی بانک را تحت اختیار ما قرار داده است تا بی خانمان نشویم.

همرزم شهید اسماعیل کمان در مورد وضعیت مادر این شهیدمی گوید: مادر این شهید هم اینک هشت ماه است که در پارکینگ یکی از بانک های بوشهر زندگی می کند و تاکنون هیچ مسئولی برای رسیدگی به وضعیت این مادر اقدامی نکرده است.

وی در مورد شخصیت این شهید می گوید: اسماعیل کمان همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در استان به عنوان مسئول کارگزینی استانداری مشغول به کار شد ولی، با حمله عراق به کشور، به عنوان یکی از رزمندگان چریک نسبت به مجاهدت و دفاع از کشور اقدام کرد به گونه ای که موفق می شود، به همراه شهید چمران در بسیاری از عملیات های دفاعی و چریکی نقش آفرینی کند.

همرزم شهید به مشکل ایجاد شده برای مادر شهید کمان اشاره و می گوید: مشکل این است که به دلیل حکم دادگاه و به دلیل بدهی 40 میلیون تومانی یکی از فرزندان، خانه ای که مادر شهید کمان در آن سکونت داشته است از سوی دادگستری تخلیه و در اختیار طلبکار قرار گرفته است و او اینک در هشت ماه گذشته در پارکینگ روزگار می گذراند.

وی افزود: دراین مدت به عنوان یک جانباز، دیدارهای متعدد و نامه نگاری های بسیاری با مسئولان بنیاد شهید، استانداری، دفتر امام جمعه، سپاه و دیگر مسئولان برای توجه و رسیدگی به وضعیت مادر شهید کمان انجام دادم ولی، تاکنون این تلاش ها بی ثمر باقی مانده و موفق به دریافت کمک برای این مادر از سوی مسئولان نشده ایم.

وی با ابراز گلایه شدید از بی توجهی های صورت گرفته به این مادر شهید گفت: ارگان ها و سازمان های مختلفی در این استان وجود دارد که خانه های سازمانی در اختیار دارند که هم اینک خالی هستند، این ارگان ها و ادارات می توانند به راحتی برای اسکان این مادر پیشگام شده و اقدام لازم را به انجام برسانند که این مهم تنها با یک دستور ساده استاندارانجام شدنی است ولی، با وجود اینکه مسئولان از این وضعیت اطلاع دارند چنین دستوری برای اسکان این مادر شهید که 80 سال سن دارد داده نشده است.

این جانباز با بیان اینکه آبروی این مادر شهید و حفظ آن از واجبات و از وظایف مسئولان بنیاد شهید است، اظهار داشت: با وجود اینکه مادر شهید کمان در فاصله اندکی از ساختمان بنیاد شهید قرار دارد، تاکنون رسیدگی و بازدید از وضعیت ایشان صورت نگرفته است که این موضوع جای تعجب دارد که مسئولان بنیاد چرا تاکنون به درب خانه این مادر نیامده اند.

وی با بیان اینکه این مادر دارای فرزند معلولی نیز هست که اینک با او زندگی می کند، بیان داشت: مسئولان بنیاد شهید به این مادر اعلام کرده اند که می تواند نسبت به دریافت وام 50 میلیون تومانی برای خرید خانه اقدام کند ولی، با این مبلغ وام در کجای این شهر می توان خانه خریداری کرد و حتی درصورت پیدا شدن خانه ای با این قیمت، اقساط آن باید چگونه پرداخت شود.

وی با تاکید بر اینکه این مادر هم اینک نیازمند مکانی مناسب با شان خانواده های شهدا برای اسکان است، گفت: تاکنون چهار بار تلاش کرده ایم با استاندار ملاقات کنیم ولی، مشاور امور ایثارگران وی گفته است که نمی تواند وقتی برای انجام این دیدار تعیین کند چرا که استاندار به کسی ملاقات نمی دهد.

به وضعیت مادر شهید کمان رسیدگی کرده ایم/ نباید موضوع را رسانه ای می کردند

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر نیز در پاسخ به این سوال که چرا مادر شهید کمان در پارکینگ زندگی می کند با رد این موضوع گفت: این مادر شهید سه فرزند پسر دارد و آیا او باید در پارکینگ زندگی کند؟

محمد حاجی زاده گفت: ایشان در خانه فرزندشان که کارمند تامین اجتماعی است زندگی می کنند و حتی به ملاقات وی در خانه اش که پشت حوزه علمیه بوده است رفته و حضوری با وی دیدار داشته ام.

وی با طرح این سوال که چرا مادری که دارای فرزند دختر و پسر است در حال حاضر باید در پارکینگ زندگی کند، اظهار داشت: با مسئولان دادگستری برای توقف حکم و بازگرداندن آن اقدام کرده و در دیدار با رییس کل دادگستری استان بر اهمیت این موضوع تاکید کرده ام.

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر با بیان اینکه حقوقی که اینک این مادر شهید دریافت می کند 800 هزار تومان است، اشاره و با بیان اینکه این حقوق باید حداقل سه برابر این مقدار باشد، ادامه داد: متاسفانه به دلیل بی توجهی های صورت گرفته ازسوی دستگاهی که این شهید در زمان شهادت کارمند آن بوده است و نیز پیگیری نکردن موضوع از سوی خانواده برای دریافت حکم کارگزینی و ارایه آن به سپاه برای برقرار کردن حقوق و مستمری ماهانه، تنها یک سوم حقوق قانونی به این مادر پرداخت شده است که تلاش و مکاتبه لازم برای برقراری حقوق قانونی به ایشان انجام شده است.

به گفته وی، حقوق ومستمری قابل پرداخت به این مادر شهید، دست کم دومیلیون و 500 هزار تومان است که بلافاصله پس از ارسال نامه و صدور حکم از سوی سپاه، این مبلغ در قالب مستمری به وی پرداخت خواهد شد هر چند که حقوقی را که در سال های گذشته باید به این خانواده پرداخت می کردند را نمی توان به عنوان مطالبه از دستگاه ذی ربط دریافت کرد چرا که قانون مشخصا بر پرداخت مستمری از زمان صدور حکم به بعد تاکید دارد.

مادر شهید در پارکینگ و واحد موجود در آن زندگی می کند

حاجی زاده با تاکید بر اینکه مادر شهید کمان هم اینک در پارکینگ زندگی نمی کند، بیان داشت: دختر و داماد این فرد، دارای خانه ای هستند که به دلیل ناتوانی مادر در بالا رفتن از پله ها، وی را در واحدی که در پارکینگ خانه وجود دارد مستقر کرده و تمام سرویس دهی لازم را به ایشان انجام می دهند بنابراین، نمی توان لفظ سکونت مادر را در پارکینگ مورد استفاده قرار داد.

وی با بیان اینکه در گفت وگو با فرزندان این مادر، آن ها به اشتباه خود در فروش خانه بدون اجازه مادر شهید معترف هستند بیان داشت: آن ها می دانند که اشتباه کرده اند که این خانه را فروخته و مادرشان را در چنین وضعیتی قرار داده اند ولی، برای حل مشکل خانه برای این مادر به آن ها گفته ایم خانه ای را پیدا و از وام برای خرید آن استفاده کنند که با وجود پیگیری های صورت گرفته از سوی این خانواده اقدامی برای دریافت آن صورت نگرفته است.

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر اضافه کرد: برای بازپرداخت این وام، با توجه به افزایش سه برایری حقوق و مستمری این مادر شهید، به راحتی امکان بازپرداخت تسهیلات دریافتی فراهم است و نباید نگرانی در این زمینه وجود داشته باشد ولی، خانواده این مادر شهید انتظار دارند بدون ضامن نسبت به دریافت وام اقدام کنند که ضوابط بانک چنین چیزی را تایید نمی کند و حتما باید ضمانتی برای بازگردان این تسهیلات ارایه شود.

وی با تایید معلولیت دختر این مادر شهید، تاکید کرد: بر اساس قانون مستمری فقط به همسر ایشان پرداخت می شود ولی، در صورتی که مادر به رحمت خدا برود مستمری قانونا به دختر ایشان منتقل و نسبت به ادامه پرداخت آن اقدام خواهد شد و در این ارتباط مشکلی وجود ندارد.

ارسال شده در چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 ساعت 05:28 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

لیلة الرغائب 
(نامی عربی به معنی: شب آرزوها) به نخستین شب جمعهٔ ماه رجب گفته می‌شود. به باور مسلمانان در این شب فرشتگان بر زمین نزول می‌کنندتا رحمت الهی را به جامعه بشری عرضه نمایند. لیله الرغائب در سراسر جهان اسلام گرامی داشته می شود .

پیرامون واژه

کلمهٔ «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان می‌باشند. بنابر معنای اول «لیله الرغائب» شبی است که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن بسیار است و بندگان خدا در این شب گرایش زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با او دارند. بر پایهٔ معنای دوم «لیله الرغائب» شبی است که در آن عطاء و بخشش خدا بسیار است و بندگان خداوند با رو آوردن به بارگاه خدا و خشوع در برابر بزرگی خدا، شایستهٔ دریافت انعام و عطا و بخشش بی کرانهٔ خدا می‌شوند.

اعمال این شب

 نقل از پیامبر اسلام اعمالی برای این شب ذکر شده‌است:

روز پنج شنبه اول ماه رجب - در صورت امکان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاءدوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر«اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم» گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود.

در اینجا می‌توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.


پیامبر اسلام در فضیلت این نماز گفته‌است که:

کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می‌فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت می‌پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.

یوسف زهرابیا .....

ارسال شده در دوشنبه 25 فروردین 1393 ساعت 07:11 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

گفتم:خسته ام.

گفتی:لاتقنطوا من رحمه الله

از رحمت خداناامیدنشوید(زمر53)


گفتم:هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره.

گفتی:ان الله یحول بین المر و قلبه

خداحائل هست بین انسان وقلبش(انفال24)


گفتم:غیرازتو کسی رو ندارم.

گفتی:نحن اقرب الیه من حبل الورید

ماازرگ گردن به انسان نزدیکتریم(ق16)


گفتم:ولی انگار اصلا منو فراموش کردی

گفتی:فاذکرونی اذکرکم

منو یاد کنیدتا یادشما باشم(بقره152)


گفتم: تاکی باید صبرکرد

گفتی:ومایدریک لعل الساعه تکون قریبا

تو چه میدونی شاید موعدش نزدیک باشه(احزاب63)


گفتم تو بزرگی ونزدیکت برای من کوچیک خیلی دوره تااون موقع چیکارکنم؟

گفتی:واتبع مایوحی الیک واصبر حتی یحکم الله

کارایی که بهت گفتم انجام بده وصبرکن تاخدا خودش حکم کنه(یونس109)


گفتم:توخدایی وصبور من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیک..یه اشاره کنی تمومه

گفتی :عسی ان تحبوا شیئا وهو شرلکم

شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه(بقره216)


گفتم:انا عبدک الضعیف الذلیل...

اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی:ان الله بالناس لرئوف رحیم

خدانسبت به همه مردم_نسبت به همه_مهربونه(بقره143)


گفتم: دلم گرفته

گفتی:بفضل الله وبرحمته فبذلک فلیفر حوا

(مردم به چی دلخوش کردن)باید به فضل ورحمت خداشادباشن(یونس 58)


گفتم:اصلا بیخیال توکلت علی الله

گفتی:ان الله یحب امتوکلین

خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره(آل عمران159)


گفتم :خیلی چاکریم

ولی اینبارانگارگفتی:حواست رو خوب جمع کن یادت باشه که:ومن الناس من یعبدالله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به وان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا والاخره

بعضی ازمردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن اگه خیری بهشون بسه امن وآرامش پیدا می کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تاامتحان شن رو گردون میشن خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می کنن(حج11)


گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم

گفتی:فانی قریب

من که نزدیکم(بقره186)


گفتم:تو همیشه نزدیکی من دورم...کاش می شد بهت نزدیک شم.

گفتی:واذکرربک فی نفسک تضرعا و خیفه و دون اجهر من القول بالغدو و الاصال

هرصبح  و عصر پرودگارت رو پیش خودت باخوف و تضرع وبا صدای آهسته یادکن(اعراف205)


گفتم:بااین همه گناه...آخه چیکارمیتونم بکنم؟

گفتی :الم یعملوا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده

مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بنده هاش قبول می کنه؟(توبه104)


گفتم:الله العزیز العلیم غافرالذنب و قابل التوب

(ولی )خداعزیزه ودانا او آمرزنده ی گناه هست وپذیرنده توبه(غافر3(2)

گفتم:بااین همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی:ان الله یغفرالذنوب جمیعا

خدا همه گناه ها رومی بخشه (زمر53)


گفتم:این هم توفیق می خواهد؟

گفتی:الا تحبون ان یغفر الله لکم

دوست ندارید خدا ببخشدتون؟!(نور22)


گفتم:معلومه که دوست دارم منو ببخشی.

گفتی:واستغفروا ربکم ثم توبوا الیه

پس ازخدا بخواهدببخشدتون و بعد توبه کنید(هود90)


گفتم:یعنی بازم بیارم؟بازم منو می بخشی؟

گفتی:ومن یغفر الذنوب الا الله

به جزخدا کیه که گناهان رو ببخشه؟(آل عمران135)


گفتم:نمیدونم چراهمیشه درمقابل این کلامت کم میارم!آتیشم میزنه ذوبم می کنه عاشق میشم...توبه می کنم یاغافرالذنب اغفر دنوبی جمیعا

گفتی:ان الله یحب التوابین ویحب المتطهرین

خدا هم توبه کننده ها وهماونایی که پاک هستند رو دوست داره(بقره322)

ناخواسته گفتم:الهی و ربی من لی غیرک

گفتی:الیس الله بکاف عبده

خدا برای بنده اش کافی نیست؟(زمر36)


گفتم:دربرابر این همه مهربونیت چیکار می تونم بکنم؟

گفتی:یاایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمومنین رحیما

ای مومنین خدا رو زیاد یادکنید و صبح وشب تسبیح اش کنید او کسی هست که خودش و فرشته هاش برشما درود و رحمت می فرستن تاشما رو ازتاریکی ها به سوی روشنایی بیرون بیارن خدا نسبت به مومنین مهربونه(احزاب43-42)


ارسال شده در شنبه 23 فروردین 1393 ساعت 11:01 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

حضرت ام البنین(سلام الله علیها) (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابیه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روایت است كه امیر المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل كه انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه كلابیه (ام البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.این مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربیت كرد كه همه شیفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسین علیه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهید شدند.

حضرت ام البنین در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنین گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبد الله علیه السلام، از حسین برایم بگو .
شهادت حضرت ام البنین مادرحضرت ابوالفضل العباس وروز تکریم مادران وهمسران شهیدگرامی باد.
ارسال شده در شنبه 23 فروردین 1393 ساعت 02:37 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

یادداشت های پزشكی جنگ در مورد جانبازان شیمیایی

وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران - در دی‌ماه سال 1365، جبهه‌های جنوب و غرب کشور پس از چند ماه آرامش، مورد حملات وسیع شیمیایی با گاز «خردل» قرار گرفتند که مهمترین حملات، در «شلمچه» (منطقه عملیات کربلای 5) صورت گرفت و حدود دو ماه به طول انجامید.

بررسی حملات شیمیایی زمستان 1365

با شروع فصل زمستان، در سوم دی ماه سال1365 عملیاتی به نام «کربلای4» در منطقه جنوب طراحی و اجرا شد. روز بعد از انجام این عملیات شاهد حملات شیمیایی با استفاده از واحدهای توپخانه و هواپیما مخصوصا در شهرهای خرمشهر و آبادان بودیم. مهمترین حملات در حدود ساعت 8:30 صبح روز جمعه پنجم دی ماه سال65 در منطقه آبادان صورت گرفت بطوری که ابری از گاز شیمیایی خردل تا مدتی منطقه را پوشانید. اگر چه در حدود 2000 مصدوم شیمیایی در اورژانس شیمیایی بیمارستان صحرایی «علی ابن ابیطالب(ع)»پذیرش شدند ولی بیشتر مصدومین از گروه خفیف بودند. از نظر شدت ضایعات، حدود یک تا دو درصد مصدومین گروه الف (وخیم)، 10 تا 15 درصد گروه ب (متوسط) و مابقی گروه ج (خفیف) بودند. پس از دو روز دیگر هیچ مصدوم جدیدی از منطقه به اورژانس مراجعه نکرد.

یک اورژانس شیمیایی که در نزدیک خرمشهر احداث شده بود نیز پذیرای حدود 70 مصدوم شیمیایی بود که اکثرا مربوط به گلوله‌های توپ گازهای اعصاب و احتمالا «سیانید» بودند. بیشتر این گلوله‌ها نزدیکی مسجد جامع خرمشهر اصابت کرده بودند. آنچه در یادداشت‌های آن زمان از پزشکان مستقر در اورژانس تهیه شده است به شرح زیر است.

«بیشتر مصدومین شیمیایی حدود ساعت 10 تا 12 صبح به اورژانس مراجعه کردند.آنها از نظر تابلوی بالینی به دو گروه مجزا تقسیم شدند.مصدومین گروه اول: این مصدومین همگی در اغمای کامل بودند، تنفس شان نامنظم بود و به هیچ تحریکی پاسخ نمی‌دادند، تنها یک نفر به تحریکات جواب داد و کمای خفیف‌تری داشت. این افراد به فاصله پنج تا 10 دقیقه و تقریبا دنبال هم به اورژانس منتقل می‌شدند. احتمالا ما تا محل حادثه حدود 10 دقیقه فاصله داشتیم. برخی بیماران دچار حملات تشنج می‌شدند و مجبور می‌شدیم به آنها اکسیژن و دیازپام بدهیم. در مواردی شاهد تکرار تشنجات هم بودیم. بعضی از بیماران دچار بی‌اختیاری ادرار شدند ولی ریزش عرق نداشتند. به دلیل فضای بسیار کوچک و شلوغی ناگهانی،فرصت بررسی دقیق علائم بالینی نبود. مصدومین با زور تنفس می‌کشیدند.تعدادی از بیماران «سیانوتیک» بودند که ظاهرا در فازهای مختلف مسمومیت قرار داشتند.

فشار خون بیماران خوب بود،رگ‌های سطحی پوست برجسته و خوب بودند. یکی از همین بیماران که در I.C.U. توسط پزشکیاران، درمان گاز اعصاب شده بود را بعدا دیدیم که علائمش به سیانید می‌خورد، علیرغم درمان همچنان در اغما بود و تنگی نفس شدیدی داشت. وی با درمان کلاسیک سیانید سریعا بهبود یافت. به جز این مورد، هیچکدام از بیماران این گروه درمان گاز اعصاب دریافت نکرده بودند.

در این بیماران سیانیدی، وقتی آمیل نیتریت دوم را جلوی بینی می‌گرفتیم حال بیمار به وضوح بهتر می‌شد و حتی چشمانش را باز می‌کرد و به محیط اطراف آگاه می‌شد و گاهی آمیل نیتریت بیمار را تحریک و وادار به سرفه می‌کرد.

یکی از بیماران پس از درمان نشست و استفراغ کرد و سپس با ما صحبت کرد. سپس درمان نیتریت تیوسولفات را انجام دادیم. نیتریت را در پنج دقیقه تزریق ‌کردیم. مشکل افت فشار خون در این تزریق ها مشاهده نشد و غالبا اکثر بیماران در همان دقایق نخستین درمان از کما خارج شدند.

لازم به ذکر است که اساسا مسمومیت سیانید در منطقه جنگی کار بسیار دشواری است و با توجه به «فراریت» شدید این عامل، کیت‌های آشکارساز قادر به تشخیص آن نیستند اما از نظر بالینی ما در زمان جنگ در دفعات مختلف ولی در تعداد معدودی از مصدومین تابلوی شبیه مسمومیت سیانید را مشاهده کردیم.»

«مصدومین گروه دوم: گروه دوم مصدومین گاز اعصاب بودند که بیشترشان از گروه خفیف و حداکثر متوسط محسوب می‌شدند. بیماران از سوزش چشم، تهوع و سردرد شدید بودند. بعضی دل درد داشتند و یک مورد هم استفراغ داشت. توسط کیت آشکارساز نیز گاز اعصاب تشخیص داده شده بود. در بین این گروه تنها دو سه بیمار مشکوک به خردل داشتیم .»

شلمچه 19/10/65

بامداد 19 دی ماه سال1365 عملیات «کربلای5» با رمز «یا زهرا(س)» در منطقه «شملچه» آغاز شد. در این عملیات به دلیل مقاومت وصف‌ناپذیر رزمندگان در برابر پاتک‌های سنگین، عراق به مدت حدود دو ماه اقدام به انجام حملات شیمیایی بسیار گسترده با گاز خردل کرد که حتی مناطقی از آبادان را در برگرفت.

بیمارستان صحرایی «علی ابن ابیطالب(ع)» مرکز درمانی مجروحین عادی و شیمیایی در این عملیات بود. این بیمارستان از نظر مهندسی در برابر حملات هوایی بسیار مقاوم ساخته شده بود و از نظر فضای داخلی نیز دقیقا متناسب با نیاز تخصصی یک بیمارستان صحرایی طراحی شده بود. این بیمارستان تا پایان جنگ کاملا فعال بود و نقش اساسی در درمان مجروحین جبهه‌های جنوب داشت. علاوه بر اورژانس شیمیایی مجاور بیمارستان، اورژانس شیمیایی دیگری در حسینیه با اصول فنی و با توجه به تجربه‌های درمانی گذشته ساخته شده بود که در این عملیات بتدریج کار خود را شروع کرد.

علاوه بر دو اورژانس فوق که نقش مرکزی در منطقه جنگی داشتند دو اورژانس شیمیایی کوچکتر در منطقه عملیاتی شلمچه فعال بود که یکی از آنها مورد حمله شیمیایی دشمن قرار گرفت و کادر پزشکی آن مصدوم شدند.

در اهواز نقاهتگاه‌های مصدومین شیمیایی نقش چشمگیری در پشتیبانی از مراکز صحرایی داشتند. کادر درمانی مجموعه نقاهتگاهی «سیدالشهدا(ع)»، «سپنتا»، «دانشگاه شهید چمران» و «امیدیه» جمعا با ظرفیت 4000 تخت تلاش چشمگیری داشتند. اگر چه تعداد مصدومین شیمیایی متوسط و شدید عملیات «کربلای5» کمتر از 3000 نفر می‌شدند اما با در نظرگرفتن مصدومین خفیف، احتمالا جمع مصدومین به رقم 7000 نفر بالغ می‌شد.

عملیات «کربلای5» از جهت مقاومت رزمندگان که نزدیک به دو ماه نبرد شدید شبانه‌روزی و بدون وقفه را در منطقه محدود شملچه تحمل کردند، این نبرد در تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بی‌نظیر است چرا که مهمترین قطعه تاریخ جنگ به شمار می‌آید. در این عملیات، حملات شیمیایی دشمن اگر چه سنگین بودند ولی در مقایسه با حملات عادی زمینی و هوایی، نقش فرعی داشتند و لذا به همین اشاره اکتفا می‌شود.

بطور کلی آمار مصدومین و شهدای شیمیایی از «کربلای4» تا خاتمه «کربلای5» نسبت به حجم حملات دشمن بسیار کم بود. این موضوع می‌تواند به علت آمادگی بیشتر رزمندگان و فعالیت چشمگیر سیستم پدافند،امداد و درمان مصدومین شیمیایی باشد. کل شهدای شیمیایی در طول یک ماه حدود 170 نفر بودند که بنظر ما زیاد و غیرقابل قبول است. ولی بررسی‌های بعدی نشان داد که علت این امر وقوع چند حادثه خاص بوده است. یکی از این حوادث مربوط به انفجار یک بمب خردل دقیقا در داخل سنگر گروهی رزمندگان اعزامی از شهر بهبهان بود که در نتیجه،گاز شیمیایی با غلظت زیاد وارد سنگر شده بود و باعث شد تا در مدت یک هفته به تدریج 40 نفر از آنان به شهادت برسند. حدود 30 نفر از شهدا نیز مربوط به بمباران شیمیایی بیمارستان صحرایی سومار بودند.

مسئولین کشورمان طی نامه‌های متعددی جزئیات حملات شیمیایی عراق را به اطلاع شورای امنیت سازمان ملل رساندند و درخواست اعزام تیم کارشناسی جهت بررسی شواهد موجود کردند اما واکنشی بدنبال نداشت.

پزشکان حاضردر این عملیات می‌نویسند: «در بین گروه مصدومین گاز «خردل» به ندرت به مواردی برمی‌خوردیم که مصدوم علائم مسمومیت خردل را نداشتند و حتی تا حدی علائم گاز اعصاب را نشان می‌داد. در ابتدا فکر کردیم شاید این مصدومین نوع خاصی از مسمومیت با عوامل اعصاب جدید و مقاوم به درمان باشند. مدتی بعد متوجه شدیم که این مصدومین نادر، چه در میان خیل مصدومین کلاسیک گاز خردل بوده و غالبا منشا آلودگی آنان یکی است. چند مورد از این مصدومین در سال 63 و 64 در علمیات بدر و والفجر 8 در اورژانس صحرایی مشاهده شدند.»

«فشار خون این مصدومین بتدریج پایین می‌آمد و ترشحات دهانی نیز داشتند و در مواردی که به آنها «آتروپین»(آمپول‌هایی که در اختیار رزمندگان بود تا پس از حمله شیمیایی به خودشان تزریق کنند) تزریق شده بود نیز به درمان پاسخ نمی‌دادند. نکته بسیار عجیب و ناراحت کننده این بود که بیمار (در مواردیکه زود به اورژانس رسیده بود) در هنگام ورود حالش خوب بود و به راحتی با ما صحبت می‌کرد اما آرام آرام به حالت اغما وارد می‌شد. تنها دلیل ما به مسمومیت «خردل» این بود که پس از گرفتن شرح حال متوجه می‌شدیم به همراه سایر بیماران کلاسیک خردل از یک منطقه به اورژانس انتقال یافته‌اند ولی علائم اولیه آنها در هنگام پذیرش، به مصدومین گاز اعصاب بیش از مصدومین خردل شبیه بود. این مصدومین اکثرا ظرف پنج تا شش ساعت (و گاه تا یک تا دو روز) پس از حادثه به شهادت می‌رسیدند و کلیه اقدامات درمانی بر آنان بی‌اثر بود.»

در ادامه یادداشت های پزشکان آن زمان چنین نوشته شده است:

«... به نظر می‌رسد گاز خردل آسیبی به گیرنده‌های کولینرژیک می‌رساند و حساسیت این گیرنده‌ها در بعضی از بیماران از بین می‌رود و در نتیجه آتروپین اثری ندارد. چنین بیمارانی فوق‌العاده نادر هستند. این بیماران از تاول و آسیب ریوی فوت نمی‌کنند بلکه به دلیل افت شدید فشار خون که با داروهای مشابه دوپامین هم قابل کنترل نیست شهید می‌شوند...»

شرح حال چهار مورد از سندروم غیرکلاسیک خردل:

«در ساعت هفت بعد از ظهر روز سه شنبه 23 دی ماه سال1365 چند نفر از برادران بسیجی را که حال وخیمی داشتند به اورژانس شیمیایی «علی بن ابیطالب(ع)» آورند.

 این برادران علائم ویژه‌ای داشتند که کمتر سابقه آن را در بیماران داشتیم.حدود ساعت 11 شب بود و یکی از بیماران در حالت وقفه قلبی - ریوی بود.پرستاران مشغول احیا بودند. رزیدنت بیهوشی مستقر در اطاق عمل حال بیماری را بررسی کرد. او نیز از نظر تشخیصی و درمانی نتوانست کار بیشتری انجام دهد.

ارسال شده در شنبه 23 فروردین 1393 ساعت 02:28 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

تایم: زخم تازه سلاح های "شیمیایی"بر پیکر ایران

مجله تایم تاثیر تحریم ها بر جانبازان شیمیایی را افشا كرد

ارزیابی طبقه بندی نشده منتشر شده ای از سوی سیا در سال 1991 میلادی نشان می دهد که ایران به دلیل استفاده دولت عراق از عامل عصبی در دهه 80 میلادی بیش از 50 هزار فرد آسیب دیده دارد.

به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران- خبرنگار نشریه "تایم" در مقاله ای تحت عنوان "ایران هنوز از حملات شیمیایی تاثیر می پذیرد" به تبعات وخیم و گسترده حملات شیمیایی انجام شده توسط دولت عراق در دوره زمامداری "صدام حسین" و در فاصله جنگ ایران و عراق اشاره می کند و در این مورد با چند نفر از آسیب دیدگان حملات شیمیایی مصاحبه کرده است.

"رابین رایت" نویسنده نشریه "تایم" با اشاره به این موضوع که ایرانیان هنوز هم خاطره حملات شیمیایی نیروهای نظامی عراقی در جریان جنگ هشت ساله ایران – عراق را به یاد دارند می نویسد: "حسن حسنی سعدی" هر روز در حال مرگ است و وضعیت وخیمی دارد چرا که 30 سال پیش در جریان جنگ بر اثر حمله شیمیایی نیروهای عراقی آسیب دید. ایرانیان هنوز خاطره آن روزها را به یاد دارند.

 این جانباز شیمیایی جنگنده های عراقی و لحظه بمباران مواضع توسط آن ها را به خاطر می آورد. او در این مورد می گوید "من هنوز هم آن لحظه و بوی گاز فلفل را احساس می کنم."او هنوز بوی تند گاز خردل را به یاد می آورد."

 نویسنده نشریه "تایم" در ادامه گزارش با اشاره به نتایج وخیم حملات شیمیایی عراق علیه ایران می نویسد: "سعدی 18 ساله بود که برای شرکت در جنگ علیه عراق به جبهه های جنگ رفت، جنگی که بزرگترین جنگ تاریخ معاصر محسوب می شود و 8 سال به طول انجامید. او چهره همرزمانش که بر اثر حمله شیمیایی جان خود را از دست دادند را به خاطر می آورد: شش های ورم کرده، از بین رفتن غشای مخاطی و کور شدن چشم ها همگی علائم افرادی بودند که از حملات شیمیایی آسیب دیده بودند.او در جریان حضورش در موزه صلح تهران با ما مصاحبه کرد."

 نویسنده مطلب با اشاره به فعالیت های گسترده پژوهشی و تحقیقاتی ایران برای بررسی تبعات حملات شیمیایی می نویسد: "امروز ایران یکی از بزرگترین آزمایشگاه های بررسی کننده تاثیرات سلاح های شیمیایی را در اختیار دارد چرا که شمار زیادی از قربانیان حملات شیمیایی را در خود جای داده است. با این حال تحقیقات کمی در مورد آنان صورت گرفته چرا که بسیاری از مواجه شدگان به حملات شیمیایی با میزان پایین مواد شیمیایی رو به رو شده بودند. ارزیابی طبقه بندی نشده منتشر شده ای از سوی سیا در سال 1991 میلادی نشان می دهد که ایران به دلیل استفاده دولت عراق از عامل عصبی در دهه 80 میلادی بیش از 50 هزار فرد آسیب دیده دارد. بیشتر اسیب دیدگان با گاز خردل مواجه شده اند."

 نویسنده "تایم" در ادامه می نویسد:"در سال 2000 میلادی دولت ایران کمپینی را از طریق رسانه های آن کشور آغاز کرد که از جانبازان آسیب دیده شیمیایی می خواست تا برای معاینه به پزشکان مراجعه کنند.

دکتر "فرهاد هاشم نژاد" در سال 2002 میلادی به من گفت "دست کم 20 درصد از آسیب دیدگان شیمیایی از شهروندان معمولی غیر نظامی بوده اند که هنوز هم نمی دانند در معرض مواد شیمیایی قرار گرفته بودند." دکتر "شهریار خاطری" در این مورد می گوید که تاکنون بیش از 70 هزار نفر از کسانی که در معرض مواد شیمیایی با دوز پایین قرار داشته اند در مراکز بهداشتی دولتی ثبت نام کرده اند. آنان اکنون در معرض مرگ قرار دارند."

نویسنده مطلب با اشاره به ابعاد فاجعه بار آسیب دیدگان حملات شیمیایی می افزاید "پزشکان ایرانی گفته اند که تعداد کل افراد آسیب دیده از سلاح شیمیایی می تواند بیش از 90 هزار نفر نفری باشد که در جریان جنگ جهانی اول بر اثر مواجهه با مواد شیمیایی جان خود را از دست دادند. سعدی در مصاحبه با من گفت که در سال های گذشته 8 عمل جراحی انجام داده اما هنوز هم از تبعات حملات شیمیایی رنج می برد. او هم چنین توانایی کار کردن ندارد گرچه به طور داوطلبانه در موزه صلح تهران فعالیت می کند."

 نویسنده "تایم" با اشاره به مراکز درمانی ایران برای معالجه آسیب دیدگان از حملات شیمیایی می نویسد:"در تهران، اغلب قربانیان حملات شیمیایی به بیمارستان "ساسان" انتقال داده می شوند. این بیمارستان مجهز به تجهیزاتی است که پیش از انقلاب ایران به آن کشور صادر شده بودند. "ابوالفضل افضلی" یکی از 22 جانباز شیمیایی است که با مرگ دست و پنجه نرم می کند. من ماه دسامبر گذشته به دیدار او رفتم. این جانباز شیمیایی به من گفت "تنها آرزویم این است که بتوانم یک بار دیگر نفسی عمیق بکشم."

 نویسنده نشریه "تایم" با اشاره به تاثیر منفی تحریم ها بر روند درمان جانبازان شیمیایی می نویسد "تحریم های وضع شده علیه ایران وضعیت درمان جانبازان شیمیایی را دشوارتر از قبل کرده است. علیرغم معافیت هایی که کشورهای غربی برای کمک های بشردوستانه به ایران قائل شده اند، تحریم نظام بانکی ایران باعث شده تا نقل و انتقالات مالی با دشواری صورت گیرد و امکان واردات آسان دارو به ایران وجود نداشته باشد.

 من با یکی از جانبازان شیمایی به نام "احمد زنگی آبادی" دیدار کردم. او نمی تواند راه برود و به دلیل مشکلات تنفسی ناشی از حمله شیمیایی دائما در خانه به سر می برد. از زمان تشدید تحریم ها علیه ایران داروهای خارجی ای که این جانباز شیمیایی مصرف می کند به ایران نمی رسند. او در این مورد به من می گوید:"چهار ماه است که زندگی برایم تبدیل به یک زندان شده است."



تعداد صفحات : 5

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |