تبلیغات
**شهدای زنده(جانبازان)**
**شهدای زنده(جانبازان)**
ماایستاده ایم *we Resist*
درباره ما

بسم رب الشهدا و الصدیقین
این وبلاگ در راستای ارزشها،عقاید و اعتقادات بنده به دین،نظام و ولایت که پیشکشی است به تمام ایثارگران به ویژه جانبازان عزیز کشورمان ایران.
دلی همرنگ طوفان داری ای دوست
نگاهی همچو باران داری ای دوست
سحر وقت نمازت روی تختت
قراری با شهیدان داری ای دوست
امام خمینی (ره):تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ماایستاده ایم
یادمان باشد که ما خون داده ایم.
یا علی
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
ارسال شده در شنبه 10 اسفند 1392 ساعت 12:20 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

سلام چراغ شبهای شهر

سلام.سلام چراغ شبهای شهر.سلام هشتمین طلوع دوباره ی خورشیدبرزمین.بازآمده ام تادری بازکنی.بازآمده ام تانوری به قلبم وگشایشی برکارم بریزی.آمده ام همنواشوم باسکوت آرامبخش این مکان آمده ام تاطلایی های آرام گرفته برجان دیوارهای این سرا رانوازشی دوباره کنم. راهم ده .راهم ده به آبروی شوقی که درسینه دارم.راهم ده.راهم ده به اعتبار اشکهای گونه سوزم.مولای من ,امام رئوف این سرزمین...نه;امام رئوف این زمین .ای تو که روشنترین خطه ازقلب زمینمان هستی.اذن دخول مرابپذیر.

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا(ع)دوباره درمیان ثانیه هایم میپیچی.هوایت ازهمان اولین زیارت هنوز درسرای سرم پرسه میزند دستهای نیازم رابه نشان اشتیاق درآسمان حریم آسمانیت بالا میبرم واشکها بازگونه هایم راتازه می کند.تورا دوباره میبینم.تورا که سالهاست تمام حجم قلبم را طلایی کرده ای.تو رادوباره درون چشم هایم میبینم.تویی که زیباترین منظره رانصیب چشمهای مه آلودم میکنی.آسمان شب راگلگون کرده ای به نورحضورت.شبهای اینجا روشنترازهمه جاست.شب راباهمه ی عظمتش.باهمه ی هیبتش .باحم همه ی تاریکی هایی که بردوش می کشداینجاراهی نیست.مسیرنورهای اینجا راکه میگیرم.می رودتاآسمان صبح;تاباز طلایی های آستانت بابرقش زرد طلوعی دوباره گره بخورد.لابه لای زلالی فواره ها.لابه لای روشنی آیینه ها.میان دلنوازی صدای بال کبوتران.درجستجوی توام.اماگویی تو همه جای اینجاهستی.هرجاکه بنشینم حس میکنم نزدیکی.خیلی نزدیک.آنقدرکه گویی اگردست درازکنم میرسدبه رافت دستهای پرسخاوتت.میخواهم تورااز ثانیه های اینجا جداکنم وباخوببرم.ببرم به ثانیه های شهر خودمان.تو اما بزرگی.خیلی بزرگ.

آنقدرکه ثانیه هایم درتوغرق میشود مانده ام.نمیدانم توراچگونه ببرم.تورا...تورا..تورا به اندازه ی فکرم.تورابه حجم قلبم که به آن بزرگی آموخته ام.برمیدارم.آری من توراباخودمیبرم.میبرم تورابه شهرخودمان. طلاییی هایت رامیزنم به غروبهای غم انگیزش.من تو راباخودمیبرم.

                السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا(ع)


ارسال شده در شنبه 23 فروردین 1393 ساعت 02:18 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

چشم شهیدان به ماست...
مبادا کار خطایی کنیم که از ما ناراضی باشند...

ارسال شده در شنبه 23 فروردین 1393 ساعت 10:28 ق.ظ نویسنده : شرمندگان

امیر سپهبد علی صیاد شیرازی (۲۳ خرداد۱۳۲۳-۲۱ فروردین۱۳۷۸)فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عضو شورای عالی دفاع بوده‌است. او متولد روستای کبودگنبد شهرستان درگز استانخراسان رضوی است. وی یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود. صیاد شیرازی پس از ۳۲ سال خدمت در یگانهای مختلف نیروی زمینی ارتش درتهران و مقابل درب منزلش، به دست نیروهای مسلح سازمان مجاهدین خلق، ترور شد. مراسم تدفین او با حضور سید علی خامنه‌ای، فرمانده کل قوا و جمعی از فرماندهان یگانهای مختلف نیروهای مسلح ایران و مردم برگزار شد.

Ali Sayad Shirazi 2.jpg

زندگی شخصی

تولد

علی صیادشیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز ]] شهرستان درگزاز توابع استان خراسان رضوی متولد شد.مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. مادرش اهل انارک از توابع نایین و پدرش، که از عشایرقشقایی بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانواده‌های نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می‌کرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محلّ پرورش وی شدند.

تحصیلات

علی صیاد شیرازی، در سال ۱۳۴۰ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ دیپلم گردید. در سال ۱۳۴۳ در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۶ در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید.

پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشکر تبریز و سپس لشکر زرهی کرمانشاه منتقل شد.

او در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره آموزش زبان انگلیسی به تهران منتقل شد و پس از پایان کلاس به موجب تسلط بالایی که به دست آورده بود، خودش از استادان زبان انگلیسی ارتش شد. ستوان شیرازی زمانی که تصمیم داشت با دختر عموی خود، عفت شجاع، ازدواج کند، با مخالفت ارتش روبرو شد. آنها دلیل اینکار را سابقه مبارزاتی پدر همسر انتخاب وی با حکومت پهلوی مطرح کردند. اما سرانجام در اثر اصرار ستوان شیرازی، ارتش با این ازدواج موافقت کرد.

وی در سال ۱۳۵۲ برای تکمیل تخصص‌های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شدتا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل در ایالت اوکلاهما، در منطقه‌ای نظامی، با موفقیت طی کرد و پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید بهایران مراجعت کرد.

ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان، او را در سال ۱۳۵۳ به اصفهان (مرکز توپخانه) منتقل کرد.

مبارزات سیاسی

قبل از انقلاب ۱۳۵۷

علی در اصفهان با یافتن دوستان جدید مطالعات مذهبی خود را پی گرفت و شخصیت سیاسی خویش را بارز ساخت و در نامه‌ای که برای سرگرد محمد مهدی کتیبه، یکی از افسران مذهبی، ارسال کرد این جمله را نوشت: «در مورد برنامه‌های مذهبی بحمدالله پیش می‌رویم مخصوصاً در آن قسمت که می‌دانید». این جمله حساسیت ضد اطلاعات را برانگیخت و از آن پس وی تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقیق و مراقبت متوالی، او را «متعصب مذهبی» معرفی کردند و مراقبت از وی را شدت بخشیدند.

سروان صیاد در اواخر حکومت پهلوی به دلیل این که در بین افسران، ضدیت با حکومت وقت می‌کرد و از مخالفان حکومت پهلوی بود، ضد اطلاعات از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود. سرانجام سروان در ۱۹ بهمن دستگیر و زندانی شد و در آستانه پیروزی انقلاب، در بهمن ۱۳۵۷ آزاد شد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷

صیاد شیرازی پس از پیروزی انقلاب با رحیم صفوی و شخصی به نام جاج‌آقای سالک آشنا می‌شود و با یکدیگر از پادگانهای اصفهان حفاظت می‌کنند.

مسئولیت‌ها

صیاد شیرازی در کنار اکبر هاشمی رفسنجانی

وی پس از پیروزی انقلاب ایران، در بحبوحهٔ غائله سال ۱۳۵۸ ضد انقلاب در کردستان، به فرماندهی عملیات شمال غرب کشور برگزیده شد و در نبردهای کردستان به همراه دکتر مصطفی چمران نقش مهمی ایفا نمود.

پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به همراه رحیم صفوی به غرب اعزام می‌گردد. و با همکاری ارتش و سپاه سنندج را فتح می‌کنند. این عملیات در کردستانموجب می‌گردد تا با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ علی صیاد شیرازی با بنی صدر موجب خلع دو درجه و برکناری صیاد شیرازی می‌گردد.
پس از خلع بنی صدر، با حضور محمدعلی رجایی در سمت ریاست جمهوری، صیادشیرازی بار دیگر با دریافت دو درجه، به ارتش بازگشت و برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش تحت عنوان قرارگاه حمزه سیدالشهداء را راه اندازی کرد

سرهنگ با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء لشکرهای ۶۴ ارومیه و ۲۸ کردستان و تیپ ۲۳ هوابرد و تیپ ۳۰ گرگان، شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد کرد.

پس از کشته شدن سرلشکر ولی الله فلاحی در ۹ مهر ۱۳۶۰، سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد (فرماندهٔ وقت نیروی زمینی) به سمت رییس ستاد مشترک ارتش منصوب شد و صیاد شیرازی (با درجه سرهنگی) به درخواست اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس شورای عالی دفاع و با حکم آیت‌الله خمینی به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش منصوب شد.

او با مشارکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در عملیات طریق القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، مسلم‌بن‌عقیل، مطلع‌الفجر،محرم، والفجر۱، ۲، ۳، ۴، ۸، ۹، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزی‌های بزرگی را برای ایران به ارمغان آورد[۲]. سرهنگ علی صیاد شیرازی در مرداد سال ۱۳۶۵ از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد سید علی خامنه‌ای و تصویب سید روح‌الله خمینی به سمت «نمایندگی رهبری در شورای عالی دفاع» منصوب شد.

او در تیر ماه ۱۳۶۵ با پیشنهاد سید علی خامنه‌ایبه فرمان فرمانده کل قوا به عضویت شورای عالی دفاع منصوب شد و در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به درجه سرتیپی ارتقاء یافت
. سرتیپ صیاد شیرازی در سال ۱۳۶۷ در عملیات مرصاد که در خلال آن مرزهای غربی ایران مورد هجوم مجاهدین خلق قرار گرفته بود، با طراحی عملیاتی تحت عنوان عملیات مرصاد نیروهای متجاوز را شکست داد.

در مهر ۱۳۶۸، بنابه درخواست رئیس ستاد کل نیروهای‌مسلح، و با موافقت و حکم فرماندهی کل‌قوا به سمت معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای‌مسلح و در شهریور ۱۳۷۲ به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای‌مسلح منصوب شد. او پنج روز قبل مرگ در ۱۶ فروردین۱۳۷۸ همزمان با عید غدیر از سوی فرمانده کل قوا به درجه سرلشکری ارتقا پیدا کرد که این درجه مجددا پس از کشته شدن وی بهسپهبدی ارتقا یافت.

ترور

سرانجام صیاد شیرازی در بامداد ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ به وسیله عوامل مسلح مجاهدین خلق در پوشش رفتگر، مقابل درب منزل مسکونی‌اش واقع در تهران و در برابر دیدگان فرزندش کشته شد. در مراسمی با حضوررهبر انقلاب سیدعلی خامنه‌ای و مقامات لشکری و کشوری و جمع کثیری از دوستدارانش، علی صیاد شیرازی در قطعه ۲۹ بهشت زهرا دفن شد. 

پس از ترور

سرلشکر رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یازده سال پس از ترور صیاد شیرازی در مراسمی که جهت بزرگداشت وی در نظر گرفته شده بود با بیان اینکه دستور ترور صیاد شیرازی از جانب صدام به مجاهدین داده شد، گفت:

سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی با طرح‌ریزی عملیاتی، بیش از هزار گلوله توپ و موشک به مقرهای منافقین در خاک عراق شلیک کرد. وی تصریح کرد: بدون شک دستور به شهادت رساندن صیاد شیرازی از یک رده بالاتر به منافقین داده شد و شخص صدام این دستور را به منافقین داد تا شهید صیاد شیرازی را به شهادت برسانند.

ارسال شده در چهارشنبه 20 فروردین 1393 ساعت 11:07 ق.ظ نویسنده : شرمندگان

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمه‌ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه‌ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینه‌ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.

روز فناوری هسته ای-روز هنر انقلاب اسلامی (سالروزشهادت سیدمرتضی آوینی)راگرامی میداریم.

ارسال شده در دوشنبه 11 فروردین 1393 ساعت 10:07 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

آخرین جزئیات ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در سال 92!

وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران - (فرزند یک ایثارگر): صدمین سالگرد شرکت خودروسازی مازراتی در تهران جشن گرفته شد. در این مراسم که از طرف نمایندگی آرتا تاک موتور برگزار شده بود، به بهانه بازگشایی مرکز خدمات پس از فروش و تعمیرگاه مرکزی مازراتی در ایران (میدان توحید) از نسل ششم کواتروپورته و همچنین محصول جدید این کمپانی که به تازگی وارد بازارهای جهانی شده – گیبلی 2014 - رونمایی شد.

دختران زیبای تهرانی در جشن مازراتی!

گویا مسئولان این نمایندگی قصد داشته اند، بروز باشند و همانند همکاران اروپایی خود که برای رونمایی از خودروی جدید معمولاً از یک یا چند مدل زن "دور و ور " آن برای تبلیغ و جلب مشتری استفاده می کنند، آنها نیز به تقلید از آنان مدل های زن را کنار خودرو به نمایش بگذارند؛

البته جای خوشبختی دارد که این مدل ها لااقل "تا حدودی" و "تا جایی که جا داشته است" ، حجاب را رعایت کرده اند!!! البته می خواستیم مطلبی یا نقدی بنویسیم گفتیم لازم نیست. شهروندان محترم خودشان بهتر از ما می توانند نظر بدهند یا نقد کنند. ولی باید گفت که واقعا واقعا واقعا چشم دادستان تهران و رئیس بنیاد شهید و وزارت صنایع و یوگی و دوستان روشن باشد.

حالا صدا و سیما بیاید سردار انصاری را دو ساعت روی صندلی نگهدارد که آقا ما خودمون را برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت کشتیم و 22 هزار یادواره در کشور برگزار کردیم. نتیجه اش هم همین می شود! مرد مومن ترویج فرهنگ ایثار و شهادت به برگزاری یادواره نیست. به رفتن رئیس جمهور خانه جانباز با پرونده و خانواده شهید نیست. به خواندن آهنگ های انقلابی حامد زمانی نیست. به راهیان نور و بعدش هم کلی کشته و زخمی توی جاده ها نیست. به برچسب بنر و تبلیغات شهدا در کوچه و خیابان برای رفع تکلیف نیست. بروید ببینید کجای کار اشکال دارد. بنیاد شهید خدای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت هم باید با دو اختلاص میلیاردی و یک سوتی و گاف بزرگ توهین به اهل بیت و نقل دروغ از رهبری ماهیتش روشن است که اصلا چیزی به عنوان تقوی و وجدان کاری در این مجموعه مشهود نیست. وبلاگ جانبازان شیمیایی سالهاست که کامنت های توهین و ..... علیه بنیاد شهید از سوی جانبازان را منتشر نمی کند ولی واقعیت امر را باید از 400 هزار جانباز بدون درصد و یا زیر 25 درصد سوال کرد.

کلینیک جانبازان شیمیایی سردشت 12 سال است پزشک ندارد! کمیسیون تعیین درصد جانبازان شده عذاب و حق کشی! بازدید از جانبازان ثارالله شده نمایش و بازی رسانه ای! خبرنگاران حوزه دفاع مقدس خبرگزاری فارس و مهر و ایسنا و روزنامه جوان و مشرق و خیلی از رسانه های مدعی حمایت از ایثارگران شده اند مورخ جنگ و جرات ندارند از مشکلات ایثارگران حرفی به زبان بیاورند.... خودشان را درگیر با بنیاد شهید نمی کنند. 

خب معلوم است وقتی اینطور به جانباز بی اهمیتی می شود عمه جمیله هم بزک می کند و با مازراتی عکس می گیرد. من حرف برای گفتن زیاد دارم آقای سردبیر ولی بهتر است ساکت باشم. هر وقت بنیاد شهید درهای بسته خود را به روی خبرنگاران باز کرد و شفاف مشکلات و مسائل مالی خود را اعلام کرد بعد می فهمید من چه می گویم. 

فعلا سکان و ریش بنیاد شهید دست آقای فقیهی و میعاد صادقی و اسفندیاری و یوگی و دوستان است. ببینیم اینها چه گلی به سر بنیاد می زنند. فعلا که اول کاری بد گاف دادند. تازه بعد از گاف بزرگ سینه سپر می کنند و عذرخواهی هم می کنند. جالب است. اگر حضرت امام زنده بود این آقایان را ..... بله!

جناب آقای ناطق نوری هم دست چین کردند. گشتند گشتند این افراد را بردند چپوندند تو بنیاد شهید ...

ارسال شده در دوشنبه 11 فروردین 1393 ساعت 09:39 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

اس ام اس و پیامک شهادت حضرت فاطمه (س) - www.radsms.com

فاطمیه آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟

در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست

ای تاج سر عالم و ادم زهرا / از کودکیم دل به تو دادم زهرا

ان روز که من هستم و تاریکی قبر / جان حسنت برس به دادم زهرا . . .


در زمانیکه زمان یاد ندارد چه زمان / و مکانیکه مکان یاد ندارد چه مکان

دل من در بی یک واژه ی بی خاتمه بود / اولین واژه که آمد به نظر فاطمه(س)بود


دلم را با غم مادر نوشتن / غبار چادر خاکی نوشتن

خدا بر بیرق عشاق زهرا(س) / نوشت این طایفه شاه بهشتند . . .


غُربت آبادِ دیار آشناییها، بقیع!

همدم دیرینه غم هاى ناپیدا بقیع!

در تو حتّى لحظه ها هم بى قرارى مى کنند

اى تمام واژه هاى درد را معنى، بقیع!


من غلامی ز غلامان توام یا زهرا

مستمندی به سر خان توام یا زهرا

*********شعر فاطمه**********

از زمانی که به خود آمده ام فهمیدم

خاطر آشفته و حیران تو ام یازهرا 

*********شعر فاطمه**********

من دعا بودم ز روز ازل برلب تو

ذکری از نیمه سوزان توام یازهرا

*********شعر فاطمه**********

متولد شده عشق توام بی بی جان

آه پرورده دامان توام یا زهرا

*********شعر فاطمه**********

بیت الاحزان دلم شاهد اشک سحرت

اشک آن دیده گریان توام یازهرا

*********شعر فاطمه**********

از ازل لطف تو شد شام حالم آری

تا ابد در خور احسان توام یا زهرا

*********شعر فاطمه**********

شد یهودی ز نخ چادرت اسلام شناس

فخرم این بس که مسلمان توام یازهرا

*********شعر فاطمه**********

ای یتیمان مدینه همه از پخت تو سیر

طالب لقمه ای از نان توام یازهرا

محمدتقی میرشفیعی

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)برتمام مسلمین جهان تسلیت باد)).

ارسال شده در سه شنبه 5 فروردین 1393 ساعت 04:01 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

متن زیر نامه شهید علی خلیلی می باشد که 15 روز قبل از شهادتش خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است.
.
.
.

سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛

دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…

من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.

اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!

ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…

یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!

من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.

آقاجان!

بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟

مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟

یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟؟

رهبرم!

جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.

آقا جان!

من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت

سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

ارسال شده در سه شنبه 5 فروردین 1393 ساعت 03:50 ب.ظ نویسنده : شرمندگان





علی خلیلی جانباز ناهی از منکر پس از تحمل یک دوره رنج بیماری طولانی ناشی از جراحات وارده توسط عده ای اوباش،عصر یکشنبه دعوت حق را لبیک گفت.

حجت الاسلام شهید علی خلیلی از مربیان موسسه بهشت تهران بود که 25 تیر ماه سال 1390 به هنگام بازگشت از هیات به همراه چند نفر از دانش آموزان خود، به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم عده ای اوباش قرار گرفت.

به گزارش فارس، 25 تیر ماه سال 1390 حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد.

در این حادثه جوان 19 ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

خلیلی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از 15 دقیقه در خون خود می‌غلتید.

در این حادثه تعدادی از مراکز اورژانس بیمارستانی از پذیرش علی خلیلی امتناع کردند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های خصوصی در ازای واریز مبلغ 6 میلیون تومان حاضر به پذیرش وی شد.

سرانجام علی خلیلی که به دلیل شدت خونریزی به حالت اغما رفته بود بستری شد اما پزشکان امید زیادی به مداوای وی نداشتند.

علی خلیلی پس از مرخص شدن از بیمارستان در منزل بستری شد اما هر از گاهی به دلیل مشکلات ناشی از حادثه رخ داده به بیمارستان منتقل شده و بستری می شد.

وی بهمن ماه امسال نیز مجدداً در بیمارستان بستری شد و پس از یک ماه به خانه منتقل شد اما سرانجام امروز عصر و در بیمارستان بعثت دعوت حق را لبیک گفته و جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیدار اباعبدالله الحسین و یارانش شتافت.

 این ضایعه دردناک را به خانواده خلیلی تسلیت گفته و برای ان مرحوم علو درجات و برای خانواده و بستگانش صبر مسئلت می نماید.

   
ارسال شده در دوشنبه 26 اسفند 1392 ساعت 01:24 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

بهترین ابزار سایت و وبلاگبهترین ابزار سایت و وبلاگبهترین ابزار سایت و وبلاگ

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار
دستهای پر گل اند این شاخه ها ؛ بهر نثار
با پیام دلکش “ نوروزتان پیروز باد ”
با سرود تازه “ هر روزتان نوروز باد ”

شهر سرشار است از لبخند ؛ از گل ؛ از امید


تا جهان باقی ست این آئین جهان افروز باد . . 

 رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را

میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی

خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را


 ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی

چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مشکبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی


HaftSeen2.JPG

پیشاپیش نوروز باستانی را خدمت همه دوستان عزیز تبریک عرض می نمایم و آرزوی موفقیت سربلندی خوشبختی عاقبت بخیری می کنم برای تک تک دوستان




بهترین ابزار سایت و وبلاگ**سال 1393مبارک**بهترین ابزار سایت و وبلاگ

ارسال شده در یکشنبه 25 اسفند 1392 ساعت 10:51 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

اون روز توی میدون منیریه تهران برای سالگرد شهدا مراسم گرفته بودن که گروه موزیک ارتش شروع کرد به نواختن مارش کوبنده عملیات.
ناگهان یکی از بچه ها دوید طرفم و دستم رو گرفت و گفت که کمکش کنم.
سه چهارتایی یک نفر رو که همسن و سال خودم بود، از روی صندلی برداشتیم و بردیم داخل یه اتاق دیگه. افتاد روی زمین و من مات و مبهوت مونده بودم که چی شده. پنج شش نفری ریختیم روش تا خودش رو این ور و اون ور نکوبه و نزنه.

کمی که آروم شد شروع کرد به حرف زدن.
سریع ضبط رو درآوردم و بردم دم دهنش.
4دقیقه تمام، آخرین صحنه هایی رو که هنگام مجروحیت و موجی شدن در شلمچه دیده بود، مثل یه نمایش رادیویی اجرا کرد. اون قدر سفت دندوناشو بهم می فشرد که نزدیک بود فکش خورد بشه.
قشنگ مثل نمایش حرف می زد. آروم حرکت می کرد، داد می زد، می دوید و نفس نفس می زد و ...
بعد از 45 دقیقه، یه دفعه فریاد بلند "یامهدی" زد و همه مارو پرت کرد.
کم کم حالش جا اومد. تعجب می کرد چرا ما دورش نشستیم.
رفیقش می گفت:
صبح توی اتوبوس حالش این جوری شد، ملت در می رفتن. هی می گفتم بیایین کمک این خطری نداره، کسی نیومد جلو.
بازم رفیقش می گفت:
روزی سه بار این جوری میشه، از همه بدتر وقتیه که توی خونه حالش بد میشه. مدام خودش رو می زنه به در و دیوار، داد میزنه، ولی هیچکس نیست کمکش کنه. تازه، دو تا دختر کوچیک داره که در میرن بغل مامانشون و فقط گریه میکنن و می پرسن:
"مامان ... چرا بابا خودشو میزنه؟"
و اون همچنان در همین تهران زندگی می کنه و با هر بار موجی شدن فقط زورش به خودش می رسه و با دو دوست صمیمیش که توی شلمچه با شلیک مستقیم تانک شهید شدن، حرف میزنه.
اون روز توی میدون منیریه تهران برای سالگرد شهدا مراسم گرفته بودن که گروه موزیک ارتش شروع کرد به نواختن مارش کوبنده عملیات.
ناگهان یکی از بچه ها دوید طرفم و دستم رو گرفت و گفت که کمکش کنم.
سه چهارتایی یک نفر رو که همسن و سال خودم بود، از روی صندلی برداشتیم و بردیم داخل یه اتاق دیگه. افتاد روی زمین و من مات و مبهوت مونده بودم که چی شده. پنج شش نفری ریختیم روش تا خودش رو این ور و اون ور نکوبه و نزنه.

کمی که آروم شد شروع کرد به حرف زدن.
سریع ضبط رو درآوردم و بردم دم دهنش.
4دقیقه تمام، آخرین صحنه هایی رو که هنگام مجروحیت و موجی شدن در شلمچه دیده بود، مثل یه نمایش رادیویی اجرا کرد. اون قدر سفت دندوناشو بهم می فشرد که نزدیک بود فکش خورد بشه.
قشنگ مثل نمایش حرف می زد. آروم حرکت می کرد، داد می زد، می دوید و نفس نفس می زد و ...
بعد از 45 دقیقه، یه دفعه فریاد بلند "یامهدی" زد و همه مارو پرت کرد.
کم کم حالش جا اومد. تعجب می کرد چرا ما دورش نشستیم.
رفیقش می گفت:
صبح توی اتوبوس حالش این جوری شد، ملت در می رفتن. هی می گفتم بیایین کمک این خطری نداره، کسی نیومد جلو.
بازم رفیقش می گفت:
روزی سه بار این جوری میشه، از همه بدتر وقتیه که توی خونه حالش بد میشه. مدام خودش رو می زنه به در و دیوار، داد میزنه، ولی هیچکس نیست کمکش کنه. تازه، دو تا دختر کوچیک داره که در میرن بغل مامانشون و فقط گریه میکنن و می پرسن:
"مامان ... چرا بابا خودشو میزنه؟"
و اون همچنان در همین تهران زندگی می کنه و با هر بار موجی شدن فقط زورش به خودش می رسه و با دو دوست صمیمیش که توی شلمچه با شلیک مستقیم تانک شهید شدن، حرف میزنه.

ارسال شده در یکشنبه 25 اسفند 1392 ساعت 03:39 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

هو الباقی 
بانهایت تاسف و تاثر درگذشت حاج محمدکاوه پدربزرگوار سردار شهیدمحمود کاوه را به خانواده بزرگوار این شهید تسلیت عرض مینماییم وازخدای منان طلب صبروبرای آن مرحوم طلب مغفرت 

پیام تسلیت امام خامنه ای:

«بسم الله الرحمن الرحیم

درگذشت مرحوم مغفور آقای حاج محمّد کاوه پدر شهید عزیز سردار محمود کاوه را که از سالیان پیش از پیروزی انقلاب با اینجانب مرتبط و به احساس و انگیزه انقلابی شناخته شده بود، به خانواده گرامی و همه‌ی بازماندگان و دوستان آن مرحوم تسلیت می‌گویم و اجر و پاداش الهی را برای آن مرحوم مسألت می‌کنم.

سید علی خامنه‌ای

25/ اسفند ماه/ 1392»

یاداوری می شود : پدر شهید کاوه ظهر دیردز بر اثر ایست قلبی در سن 85 سالگی در زادگاهش روستای بیهود شهرستان قاین دعوت حق را لبیک گفت.

پیکر مطهر مرحوم حاج محمد کاوه امروزپس از تشییع در زادگاهش شهرستان قائن برای خاکسپاری به مشهد مقدس منتقل و صبح دوشنبه در مشهد تشییع و در بهشت رضای مشهد در جوار آرامگاه شهیدان به خاک سپرده می شود.

ارسال شده در شنبه 24 اسفند 1392 ساعت 07:48 ب.ظ نویسنده : شرمندگان


استقبال تاریخی از ورود شهدا به شلمچه
پیکر 95 شهید دفاع مقدس امروز در حالی تحویل مقامات کشور شدند که بیش از 100 هزار نفر از مردم و راهیان نور با حضور در شلمچه یک استقبال تاریخی برای این رزمندگان در ابتدای ورود به خاک کشور رقم زدند.

تصویری زیبا از همدلی و دلدادگی
فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح افزود: امروز از همه قشرها، طوائف و گروهای مردمی در این مراسم استقبال حضور داشتند و تصویر زیبایی از همدلی و دلدادگی نسبت به فرهنگ ایثار و مقاومت و شهادت به نمایش گذاشته شد.

وی تصریح کرد: امروز روز عجیبی بود، روز تجدید پیمان با فاطمه زهرا (س)، راه شهدا، راه امام (ره) و راه مقام معظم رهبری بود.

وی ادامه داد: در طلیعه ورود این شهدا کاروان های پرشکوه راهیان نور از نخستین گروه هایی بودند که آمدند تا به شهدا خوش آمد بگویند.

حضور مردم خرمشهر و آبادان در این مراسم پرشکوه بی نظیر و مایه غرور بود و همچنین حضور صدها هزار نفر از کاروانان راهیان نور به این مراسم زیبایی دو چندانی افزود.

تفحص های بعدی در کردستان عراق

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح اعلام کرد: عملیات تفحص کماکان در مناطق عملیاتی فاو و مجنون و شرق دجله ادامه دارد و در استمرار این فعالیت ها از فروردین سال آینده ( اواخر فروردین ) عملیات تفحص را در ام الرصاص و همچنین در کردستان عراق شروع خواهیم کرد.
باقرزاده عنوان کرد: در کردستان عراق اخیرا هماهنگی هایی به عمل آمده، و آقای بارزانی دستوراتی را به واحدهای تابعه خود مبنی بر همکاری لازم با گروه تفحص ایرانی داده است.
وی افزود: همچنین با خانم هیرو ابراهیم احمد همسر جلال طالبانی رئیس جمهور عراق دیداری داشتیم و وی هم مساعدت های لازم را در این خصوص به عمل آوردند.

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح اظهار کرد: قرار شد با همت مسئولین کردستان عراق اعم از اقلیم و همچنین اتحادیه میهنی کردستان عراق، گروه طالبانی و گروه بارزانی بتوانیم این عملیات تفحص را در مناطق پنجوین، ماوک، و منطقه حاج عمران و منطقه دروندی خان چاخ شمران ادامه بدهیم.
باقرزاده افزود: در مجموع ما در کردستان عراق یک طرح زمانبندی را مطرح کردیم که مورد قبول قرار گرفت و ان شاء الله این کار ادامه پیدا خواهد کرد.
 

وی ادامه داد: در مناطق جنوب عراق هم برنامه ریزیهای خوبی صورت گرفته شده است، امروز هم دوازده جسد به عراق تحویل دادیم و در چند روز گذشته هم چهل و چهار جسد به آنها تحویل داده بودیم که این تعداد از تفحص های اخیر بوده است

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح گفت: همچنین 95 شهید تفحص شده ای که امروز وارد خاک میهن شدند را در مناطق مجنون، فاو و شرق دجله کاوش کرده بودیم که امروز و در میان استقبال بی نظیر مردم این گلگون کفنان را به میهن عزیزمان برگرداندیم.

دلنوشته شرمنده:

اینان مردانی هستند که حماسه آفریدند.

اینان دلیر مردانی هستند
که با سجودشان مخلصانه به سوی خداوند شتافتند. 
در خاکریزها خمیده راه می رفتند
تا ما امروز با قامتی راست قدم برداریم.

تا حالا فکر کردید شهید گمنام یعنی چی ؟
تا حالا فکر کردید وقتی میگیم شهید گمنام ، چه حرفی داریم میزنیم؟

وقتی مزار یه شهید گمنام می بینید به این فکر کردید که یک خانواده یه عزیزشون رو گم کردند؟
وقتی مزار یه شهید گمنام می بینید به این فکر کردید که یه مادر، یه پدر، یه همسر، یه فرزند، یه عزیزی رو گم کردند؟
وقتی مزار یه شهید گمنام می بینید به این فکر کردید که در این سالها که این شهید اینجا خوابیده یه خانواده در انتظار به سر میبرند؟

می دونید چشم انتظاری یعنی چی؟
می دونید سال ها گوش به زنگ بودن برای رسیدن یک خبر یعنی چی؟
می دونید این همه شهید گمنامی که در سراسر ایران به خاک سپرده شدن یعنی چی؟

وقتی میگیم شهید گمنام، یعنی یه خانواده، یه مادر، یه پدر، یه همسر، یه فرزند، سال هاست که چشم انتظاره... سال هاست منتظره یک خبره... سال هاست شب ها به امیدی میخوابه... سال هاست گوشه چشماش خیسه اشکه... سال هاست که درد دوری رو داره تحمل میکنه... سال هاست که چشم انتظاره ....

وقتی میگی شهید گمنام یعنی یه عزیز گمشده....
یعنی یه گمشده ای که سال هاست عده ای چشم انتظار خبری از اون عزیز هست...

و چقدر چشم انتظاری و درد دوری سخت و طاقت فرساست...
فقط میتونیم بگیم شرمنده ایم شرمنده پلاکتیم شرمنده پدرومادرتیم شرمنده ایم شرمنده ایم.

امام خامنه ای:

هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است.
ارسال شده در شنبه 24 اسفند 1392 ساعت 11:37 ق.ظ نویسنده : شرمندگان

دکتر علی شریعتی:خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است.دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است.دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است.باز دیدم که فاطمه نیست.

نه,اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

((فاطمه ,فاطمه است))

یاعلی رفتم بقیع اما چه سود/هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود

یاعلی قبر پرستویت کجاست؟/آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟

هرچه باشد من نمک پرورده ام/دل به عشق فاطمه(س)خوش کرده ام

حج من بی فاطمه(س)بی حاصل است/فاطمه حلال صدها مشکل است

حضرت محمد(ص):

فاطمه پاره تن من است هرکه او را بیازارد مرا آزرده است و هرکه او را شادکند مرا نیز خوشحال نموده است.

شهادت شفیعه دو عالم حضرت زهرا(س) تسلیت باد.

ارسال شده در پنجشنبه 22 اسفند 1392 ساعت 01:20 ق.ظ نویسنده : شرمندگان

 روز بزرگداشت شهدا و سالروز تاسیس بنیادشهید
شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیك شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شكل است. بنیاد شهید در 22 اسفند سال 1358، به فرمان امام(ره) تاسیس شد و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن طبق مقررات و قوانین مربوط به نهادهای عمومی غیردولتی و در چهار چوب اساسنامه مصوبه و آیین نامه های مربوط زیر نظر رئیس جمهور و نظارت عالیه مقام معظم رهبری اداره می شود. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تکریم از خانواده های معظم شهیدان، جدیت در امور فرهنگی خانواده های شاهد، خوداتکایی و قانونمند کردن ارایه خدمات به آنان و بسیج امکانات نظام به منظور پراکندن عطر ملکوتی شهادت در جامعه، محور فعالیت های این نهاد مقدس است. البته سابقه اولیه این نهاد به دوران آغاز قیام امام(ره) به سال 1342، باز می گردد. بعد از قیام خونین پانزده خرداد 1342 گروهی از روحانیون انقلابی و مبارز و افراد نیکوکار به دستور امام(ره) ماموریت یافتند تا به خانواده های شهدا رسیدگی کنند، که این کار در طول سال های مقاومت و مبارزه ادامه یافت و در سال های57 - 1356، دامنه وسیع تری پیدا کرد. بعد از پیروزی انقلاب، برای سامان دادن بیشتر به امور شهدا و خانواده های آنان، با فرمان امام(ره) بنیاد آغاز به کار کرد که با آغاز جنگ تحمیلی و بیشتر شدن تعداد شهیدان، وظیفه و تکلیف بنیاد شهید سنگین تر شد.

ساختار سازمان بنیاد

ریاست بنیاد با حکم رهبری، در مقام نماینده ولی فقیه و با حکم ریاست جمهوری در مقام رئیس بنیاد به مدت 4 سال منصوب می شود و از طریق معاونت های فرهنگی، پژوهش و تبلیغات، تعاون و امور مجلس، اداری و مالی و برنامه ریزی و دفاتر ستادی، شامل: دفتر ریاست و روابط عمومی، اداره کل حراست، دفتر امور مشاورین، دفتر بازرسی دفتر امور بین الملل و دفتر هیئت مرکزی گزینش از طریق ادارات کل استان ها و 242 اداره در سطح کشور، هدایت عالیه و اداره امور بنیاد شهید را به عهده دارد.

اهداف و رسالت ها

مجموعه اهداف و رسالت های بنیاد به طور اختصار عبارتند از:
- احیا، حفظ و گسترش فرهنگ ایثار و شهادت به عنوان ضامن بقای مکتب نجات بخش اسلام و تشیع و به عنوان سلاح کسب استقلال و استمرار جمهوری اسلامی و موثرترین ابزار حفظ عزت جامعه و تمامیت ارضی کشور.
- زنده نگه داشتن یاد و نام شهیدان و حفظ آثار آنان و اجرای فرامین امام(ره) در خصوص رسیدگی شایسته و همه جانبه به امور خانواده های شاهد.
- تکریم و تجلیل از یادگاران عزیز شهدا، مفقودین و اسرا.
- تبیین حق عظیم شهیدان و خانواده های آنان.

فعالیت های فرهنگی بنیاد

متعاقب صدور فرمان مورخ 6/1/1365 امام(ره) مبنی بر رسیدگی بیشتر به امور فرهنگی یادگاران شاهد، شورای طرح و برنامه شاهد، متشکل از نماینده ولی فقیه و رییس بنیاد، وزرای فرهنگ و آموزش عالی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و آموزش و پرورش، نسبت به تدوین اساسنامه اقدام کردند. متعاقباً ستادهای ویژه ای از قبیل شورای طرح و برنامه ریزی، ستاد امور تحصیلی فرزندان شاهد در بنیاد شهید و وزارتخانه های ذیربط پیش بینی و سازماندهی شد و برای بهینه ساختن فعالیت های فرهنگی و تداوم پیگیری جدی آن ها، لزوم تشکیلات مستقل در بنیاد شهید موضوعیت یافت و برای این منظور درسال 1372، معاونت فرهنگی تاسیس گردید و به تدریج با تغییر صعودی هرم سنی فرزندان شاهد و شرایط و موقعیت آن ها، تحولاتی را در ساختار تشکیلاتی خود ایجاد کرد که هم اکنون در قالب چهار اداره کل(آموزش عمومی، آموزش عالی، پرورشی و مددکاری و مشاوره) امور فرهنگی همسران و فرزندان معظم شهدا را برنامه ریزی، سازماندهی و اجرا می نماید.

ارسال شده در پنجشنبه 22 اسفند 1392 ساعت 01:08 ق.ظ نویسنده : شرمندگان

مطالبات شهدا

 اندیشه و کلام شهیدان حاصل عالی ترین ارزش های انسانی و بیانگر والاترین ایده ها و آمار ما نهاست. شهیدان، به خون خفتگان گلگون کفنی هستند که هستی خویش را در راه تحقق اندیشه های امام راحل نثار نموده و با فداکاری خویش، ماندگار و استمرار نظام مقدس جمهوری اسلامی را تضمین نموده و اکنون در جوار رحمت الهی مأوا گزیده اند و نظاره گر چگونگی عمل ما در پاسداری از انقلاب و نظام اسلامی بوده و پاسداشت ارزشهای الهی و اعتلای نظام توحیدی را مطالبه می نمایند:
سردار شهید حاج ابراهیم همت (شهادت: اسفند 1362): 

از طرف من به جوانان بگویید: چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته شده است. به پا خیزید و اسلام و خود را دریابید. تنها به یاد خدا باشید. به او پناه ببرید و توکل به خدا داشته باشید. شهید محمد کرمی نژاد: توصیه من به فرهیختگان و مسؤولین فرهنگ این است که در تربیت نونهالان عزیز مملکت به حّد اعلا کوشا باشید.
شهید اکبر اسدی (شهادت: اسفند 1364):
ای برادرانم و دوستانم، آگاه باشید که راه سعادت، چنگ زدن به ریسمان اسلام و پیمودن راه انبیاء و ائمه ی اطهار (علیهم السلام) می باشد. فریب این دنیا و تجمل پرستی را نخورید. دنیا به هیچ کس وفا نمی کند و برای احدی پایدار نخواهد بود.
شهید امیر امینی (شهادت: اسفند 1365):
از شما خواهش می کنم و می خواهم که همیشه چند موضوع را در نظر داشته باشید: «هرگز دروغ نگویید، زود قضاوت نکنید، گذشت و ایثار داشته باشید، خوش رو، خوش برخورد، صبور و مقاوم باشید.» 
سردار شهید حاج اکبر آقا بابایی(شهادت: شهریور 1375): «عزیزانم بدانید که دفاع از ولایت فقیه و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، دفاع از حضرت علی (علیه¬السلام) و فرزندان اوست. و این محقق نمی شود جز با تلاش صادقانه در اجرای اوامر به حق ایشان.» 

روز بزرگداشت شهدا(سالروز صدور فرمان حضرت امام خمینی(ره)مبنی برتاسیس بنیادشهید انقلاب اسلامی)گرامی باد

امام خمینی (ره):

ملت ما خون داده است تا جمهوری اسلامی وجود پیدا كند.

ارسال شده در سه شنبه 20 اسفند 1392 ساعت 09:21 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

همسریک جانباز25 درصداعصاب وروان:

همسر یک جانباز اعصاب و روان طی تماس با نویسنده وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران گفت:به نظر شما با ماهی 1 میلیون تومان چگونه می توانم کرایه خانه- هزینه دانشگاه 2 دخترم و هزینه خانه را تامین کنم. باز هم به وبلاگ شما حداقل سال گذشته مبلغی از پول پیش خانه ما را تامین کرد و الا الان در خیابان بودیم. آبروی دخترهای دانشجوی من را خریدید...

ولی امسال هم مثل سالهای قبل عید نوروز نداریم. به خدا خسته شدم از بس به چشمان پسر کوچکم نگاه کردم و شرمنده شدم. پرستاری از همسرم که قبلا اعتیاد داشت و حالا ترک کرده بار بزرگی است ولی هزینه های زندگی و مخارج کمر شکن است. حتی پول ندارم کارنامه فرزندم را بگیرم.

دانشگاه دخترم جنوب کشور است و برای آمدن به خانه پول نداشت.گفتم مادر چرا خانه نمی آیی گفت درسهایم زیاد است. بعد فهمیدم پولی برای برگشت ندارد! آیا شما می دانید خجالت چه طعمی دارد!



تعداد صفحات : 5

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |