تبلیغات
**شهدای زنده(جانبازان)** - السلام علیک یاضامن آهو
**شهدای زنده(جانبازان)**
ماایستاده ایم *we Resist*
درباره ما

بسم رب الشهدا و الصدیقین
این وبلاگ در راستای ارزشها،عقاید و اعتقادات بنده به دین،نظام و ولایت که پیشکشی است به تمام ایثارگران به ویژه جانبازان عزیز کشورمان ایران.
دلی همرنگ طوفان داری ای دوست
نگاهی همچو باران داری ای دوست
سحر وقت نمازت روی تختت
قراری با شهیدان داری ای دوست
امام خمینی (ره):تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ماایستاده ایم
یادمان باشد که ما خون داده ایم.
یا علی
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
ارسال شده در شنبه 10 اسفند 1392 ساعت 12:20 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

سلام چراغ شبهای شهر

سلام.سلام چراغ شبهای شهر.سلام هشتمین طلوع دوباره ی خورشیدبرزمین.بازآمده ام تادری بازکنی.بازآمده ام تانوری به قلبم وگشایشی برکارم بریزی.آمده ام همنواشوم باسکوت آرامبخش این مکان آمده ام تاطلایی های آرام گرفته برجان دیوارهای این سرا رانوازشی دوباره کنم. راهم ده .راهم ده به آبروی شوقی که درسینه دارم.راهم ده.راهم ده به اعتبار اشکهای گونه سوزم.مولای من ,امام رئوف این سرزمین...نه;امام رئوف این زمین .ای تو که روشنترین خطه ازقلب زمینمان هستی.اذن دخول مرابپذیر.

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا(ع)دوباره درمیان ثانیه هایم میپیچی.هوایت ازهمان اولین زیارت هنوز درسرای سرم پرسه میزند دستهای نیازم رابه نشان اشتیاق درآسمان حریم آسمانیت بالا میبرم واشکها بازگونه هایم راتازه می کند.تورا دوباره میبینم.تورا که سالهاست تمام حجم قلبم را طلایی کرده ای.تو رادوباره درون چشم هایم میبینم.تویی که زیباترین منظره رانصیب چشمهای مه آلودم میکنی.آسمان شب راگلگون کرده ای به نورحضورت.شبهای اینجا روشنترازهمه جاست.شب راباهمه ی عظمتش.باهمه ی هیبتش .باحم همه ی تاریکی هایی که بردوش می کشداینجاراهی نیست.مسیرنورهای اینجا راکه میگیرم.می رودتاآسمان صبح;تاباز طلایی های آستانت بابرقش زرد طلوعی دوباره گره بخورد.لابه لای زلالی فواره ها.لابه لای روشنی آیینه ها.میان دلنوازی صدای بال کبوتران.درجستجوی توام.اماگویی تو همه جای اینجاهستی.هرجاکه بنشینم حس میکنم نزدیکی.خیلی نزدیک.آنقدرکه گویی اگردست درازکنم میرسدبه رافت دستهای پرسخاوتت.میخواهم تورااز ثانیه های اینجا جداکنم وباخوببرم.ببرم به ثانیه های شهر خودمان.تو اما بزرگی.خیلی بزرگ.

آنقدرکه ثانیه هایم درتوغرق میشود مانده ام.نمیدانم توراچگونه ببرم.تورا...تورا..تورا به اندازه ی فکرم.تورابه حجم قلبم که به آن بزرگی آموخته ام.برمیدارم.آری من توراباخودمیبرم.میبرم تورابه شهرخودمان. طلاییی هایت رامیزنم به غروبهای غم انگیزش.من تو راباخودمیبرم.

                السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا(ع)




نمایش نظرات 1 تا 30