تبلیغات
**شهدای زنده(جانبازان)** - سالروزشهادت
**شهدای زنده(جانبازان)**
ماایستاده ایم *we Resist*
درباره ما

بسم رب الشهدا و الصدیقین
این وبلاگ در راستای ارزشها،عقاید و اعتقادات بنده به دین،نظام و ولایت که پیشکشی است به تمام ایثارگران به ویژه جانبازان عزیز کشورمان ایران.
دلی همرنگ طوفان داری ای دوست
نگاهی همچو باران داری ای دوست
سحر وقت نمازت روی تختت
قراری با شهیدان داری ای دوست
امام خمینی (ره):تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ماایستاده ایم
یادمان باشد که ما خون داده ایم.
یا علی
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
ارسال شده در شنبه 10 اسفند 1392 ساعت 12:12 ب.ظ نویسنده : شرمندگان


محل تولداصفهان
تاریخ تولد۱۳۳۶
محل دفناصفهان، منتهی‌الیه شمال غربی گلستان شهدا، قطعه کشته شدگان کربلای ۵
لقبحاج حسین
تابعیتFlag of Iran.svg ایران
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
درجه19- Sarlashgar-IRGC.png سرلشکر
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
عملیات‌های مهمعملیات طریق القدس
عملیات فتح‌المبین
عملیات بیت المقدس
عملیات رمضان
عملیات والفجر ۴
عملیات خیبر
عملیات بدر
عملیات والفجر ۸
عملیات کربلای ۵
کارهای مهمتاسیس لشکر پیاده ۱۴ امام حسین (ع) اصفهان
کارهای دیگرمسئول اسلحه خانه کمیته انقلاب در زمان پیروزی انقلاب


حسین خرازی (زادهٔ ۱۳۳۶ در اصفهان - درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵)، از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود. وی در ۸ اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای پنج  

دراثربرخورد ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل شد.

روحش شاد راهش پررهرو باد

تولدوکودکی

در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، از محله‌های فقیرنشین شهر اصفهان متولد شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تاثیر زیادی در تربیت وی و ورود به محافل مذهبی داشت.
فعالیتهای قبل ازانقلاب
در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی هم می‌پرداخت. به تدریج به مسائل سیاسی آشنایی پیدا کرد و بدان علاقه‌مند شد. در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتب اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی به سربازی در مشهد اعزام شد. در آنجا فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت داشت. پس از مدتی بالاجبار وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار (عمان) فرستادند. وی این سفر را معصیت می‌دانست و نمازهایش را کامل می‌خواند. در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، او به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کردند. در این مدت، وی دائماً در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل درتماس بود.
پس ازانقلاب تاشروع جنگ
(کمیته انقلاب اسلامی)
وی همراه با پیروزی انقلاب اسلامی، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با ضد انقلاب داخلی بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه مسؤولیت‌هایی را در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت ضدانقلابیون در گنبد، مأموریتی به آن خطه داشت.
درکردستان
خرازی در اوج درگیری‌های کردستان به آنجا رفت، بعد از تسخیر کردن شهر سنندج (همراه با علی رضاییان فرمانده قرارگاه تاکتیکی حمزه)، در سمت فرماندهی گردان ضربت که از قوی‌ترین گردان‌های آن زمان محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان از قبیل دیواندره، سقز، بانه، مریوان و سردشت نقش مؤثری ایفا نمود.
جنگ ایران وعراق

خرازی در شروع جنگ در کردستان حضور داشت. پس از یک سال فعالیت در کردستان راهی منطقه جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان-اهواز در منطقه دارخوین تشکیل شده بود و بعداً درمیان سربازان ایران، به «خط شیر» معروف شد؛ منصوب گشت. این خط نه ماه در برابر سربازان عراقی دفاع کرد، در حالی که از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی در مضیقه بودند.

خرازی در این برهه نیاز شدید تیپ امام حسین به یگان دریایی را واجب دانست و محمدحسین صادق زاده بعنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب کرد و صادقزاده با آموزش تعداد غواص و چند قایق اولین یگان دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لشگر امام حسین تشکیل داد. در عملیات شکست حصر آبادان، فرماندهی جبهه دارخوین را به عهده داشت و دو پل حفار و مارد را که عراقی‌ها با نصب آن دو پل بر روی رود کارون، آبادان را محاصره کرده بودند، به تصرف درآوردند.

خرازی در آزادسازی بستان مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آنها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود که تیپ امام حسین متشکل از رزمندگان اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی آن رسید.

در عملیات فتح‌المبین نیروهای عراق را در جاده عین‌خوش حدود ۱۵ کیلومتر دور زد و آنها را غافلگیر نمود. یگان او در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشگرهایی بود که از رود کارون عبور کرد و به جاده اهواز – خرمشهر رسید و در آزادسازی خرمشهر سهم به سزایی داشت.

پس از آن در عملیات مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر در سمت فرماندهی لشکر امام حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر توام با صدمات و مشقات زیادی بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمبهای شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند که خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او در اثر اصابت ترکش قطع گردید و به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام حسین که تحت فرماندهی او بود به عنوان یگان عمل کننده‌ای قوی، لشکر گارد جمهوری عراق را تسلیم خود کرد و پیروزیهایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی بود، کسب کرد.

وی فرماندهی عملیات کربلای ۵ را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم از کنار اروندرود تا جنوب کانال ماهی ادامه داشت شکست سنگینی به عراقی‌ها وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود که در کنار هم قرار داشتند.
حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ کشته شد. او در قطعه شهدای کربلای۵ در منتهی‌الیه شمال غربی گلستان شهدا اصفهان دفن گردید. در طرفین قبرش دو قطعه سنگ یادبود از حاج رضا حبیب اللهی و مصطفی ردانی پور(که جنازه‌شان پیدا نشده) وجود دارد.

سخنی ازخرازی

همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راهشان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند.... ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»

یادبادآن روزگاران یادباد

شادی روح شهداصلوات.