تبلیغات
**شهدای زنده(جانبازان)** - غیرت ایستادگی ایثار
**شهدای زنده(جانبازان)**
ماایستاده ایم *we Resist*
درباره ما

بسم رب الشهدا و الصدیقین
این وبلاگ در راستای ارزشها،عقاید و اعتقادات بنده به دین،نظام و ولایت که پیشکشی است به تمام ایثارگران به ویژه جانبازان عزیز کشورمان ایران.
دلی همرنگ طوفان داری ای دوست
نگاهی همچو باران داری ای دوست
سحر وقت نمازت روی تختت
قراری با شهیدان داری ای دوست
امام خمینی (ره):تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ماایستاده ایم
یادمان باشد که ما خون داده ایم.
یا علی
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
ارسال شده در چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 05:46 ب.ظ نویسنده : شرمندگان

حاج رجب محمدزاده
در طی این بیست و شش سال از جانبازی، تاکنون حتی یک مسئول دولتی به ایشان سر نزده است! به سختی حرف می زند. به هر زحمتی بود فهمیدم گفت سال ۶۶ در منطقه ماووت عراق، ترکش خمپاره. از آن روز تاکنون بیش از بیست و شش سال است که با انواع سختی و عمل های پزشکی دست و پنجه نرم کرده. علی رغم امکان رفتن به خارج از کشور، از سال ۶۸ به بعد ترجیح داد دیگر به دنبال ترمیم چهره اش نرود. بعد از سال۶۸ چندین بار برای جراحی قلب و اثرات ناشی از ترکش به بیمارستان های مختلف رفت و آمد داشته. عکس های این گزارش تصویری چندروزی است بعد از آخرین کسالت قلبی اش در اریبهشت۹۳. فرزندِ جانباز سرافزار و شهید زنده جناب آقای محمدزاده می گوید: شکل ظاهری صورت ایشان باعث شده که خیلی ایشان اذیت شوند. بچه ها و زنان وقتی ایشان را می بینند می ترسند! حتی زمانی که سالهای گذشته برای درمان ایشان به تهران مراجعه کرده بودیم، از ورود ما به رستوران جلوگیری کردند. وی اضافه کرد: در طی این بیست و شش سال از جانبازی ایشان باوجود اینکه بنده خودم بنا به مسئولیتم در سپاه تاکنون قریب به ششصد خانواده شهید و جانباز دیدار داشته ام، اما تاکنون حتی یک مسئول دولتی به ایشان سر نزده است! جانباز محمدزاده یکی از معدود جهادگران ایثارگری است که با پانزده ماه سابقه حضور در جبهه بعد از جنگ تحمیلی مشغول زندگی در مشهدمقدس و در همین نزدیکی های ماست… شاید چند کوچه و چند شهر آن طرف تر از ما…درودبرمردان بی ادعای سرزمینم
بالاخره بعدازچندوقت دنبال یشون بودیم پیداشون کردیم.دست بوسشون